the diplomat spoke shieldedly about the sensitive negotiations.
دیپلمات در مورد مذاکرات حساس به طور محافظهکارانه صحبت کرد.
she responded shieldedly to the invasive questions from reporters.
او در پاسخ به سوالات تهاجمی خبرنگاران به طور محافظهکارانه پاسخ داد.
the witness testified shieldedly, revealing only essential details.
شهود به طور محافظهکارانه شهادت داد و فقط جزئیات ضروری را فاش کرد.
he guarded shieldedly against any emotional disclosure.
او در برابر هرگونه افشای احساسی به طور محافظهکارانه محافظت کرد.
the committee acted shieldedly in handling the controversial proposal.
کمیته در رسیدگی به پیشنهاد بحثبرانگیز به طور محافظهکارانه عمل کرد.
the security team moved shieldedly through the crowded area.
تیم امنیتی در میان جمعیت به طور محافظهکارانه حرکت کرد.
she observed shieldedly from the corner of the room.
او از گوشه اتاق به طور محافظهکارانه مشاهده کرد.
the politician answered shieldedly, avoiding direct confrontation.
سیاستمدار به طور محافظهکارانه پاسخ داد و از رویارویی مستقیم اجتناب کرد.
the researchers worked shieldedly to protect their breakthrough.
محققان برای محافظت از پیشرفت خود به طور محافظهکارانه کار کردند.
he approached shieldedly, wary of potential traps.
او با احتیاط و با ترس از تلههای احتمالی به طور محافظهکارانه نزدیک شد.
the family communicated shieldedly about their private matters.
خانواده در مورد امور خصوصی خود به طور محافظهکارانه با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
the company operated shieldedly during the investigation.
شرکت در طول تحقیقات به طور محافظهکارانه فعالیت میکرد.
she entered shieldedly into the unfamiliar territory.
او با احتیاط وارد قلمرو ناآشنا شد.
the diplomat spoke shieldedly about the sensitive negotiations.
دیپلمات در مورد مذاکرات حساس به طور محافظهکارانه صحبت کرد.
she responded shieldedly to the invasive questions from reporters.
او در پاسخ به سوالات تهاجمی خبرنگاران به طور محافظهکارانه پاسخ داد.
the witness testified shieldedly, revealing only essential details.
شهود به طور محافظهکارانه شهادت داد و فقط جزئیات ضروری را فاش کرد.
he guarded shieldedly against any emotional disclosure.
او در برابر هرگونه افشای احساسی به طور محافظهکارانه محافظت کرد.
the committee acted shieldedly in handling the controversial proposal.
کمیته در رسیدگی به پیشنهاد بحثبرانگیز به طور محافظهکارانه عمل کرد.
the security team moved shieldedly through the crowded area.
تیم امنیتی در میان جمعیت به طور محافظهکارانه حرکت کرد.
she observed shieldedly from the corner of the room.
او از گوشه اتاق به طور محافظهکارانه مشاهده کرد.
the politician answered shieldedly, avoiding direct confrontation.
سیاستمدار به طور محافظهکارانه پاسخ داد و از رویارویی مستقیم اجتناب کرد.
the researchers worked shieldedly to protect their breakthrough.
محققان برای محافظت از پیشرفت خود به طور محافظهکارانه کار کردند.
he approached shieldedly, wary of potential traps.
او با احتیاط و با ترس از تلههای احتمالی به طور محافظهکارانه نزدیک شد.
the family communicated shieldedly about their private matters.
خانواده در مورد امور خصوصی خود به طور محافظهکارانه با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
the company operated shieldedly during the investigation.
شرکت در طول تحقیقات به طور محافظهکارانه فعالیت میکرد.
she entered shieldedly into the unfamiliar territory.
او با احتیاط وارد قلمرو ناآشنا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید