shim

[ایالات متحده]/ʃɪm/
[بریتانیا]/ʃɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تکه نازک از ماده که برای پر کردن یک فضا یا ارائه پشتیبانی استفاده می‌شود؛ یک تکه چوب یا فلز که برای پر کردن یک شکاف استفاده می‌شود
v. پر کردن یا پشتیبانی با شیم؛ وارد کردن یک شیم یا تکه‌ای از ماده برای تنظیم تراز

عبارات و ترکیب‌ها

shim adjustment

تنظیم واشر

shim stack

انباشته واشر

shim installation

نصب واشر

shim material

جنس واشر

shim thickness

ضخامت واشر

shim fitting

تناسب واشر

shim design

طراحی واشر

shim placement

قرارگیری واشر

shim support

پشتیبانی واشر

shim alignment

تراز واشر

جملات نمونه

we need to shim the door to make it close properly.

ما نیاز داریم در را تنظیم کنیم تا به درستی بسته شود.

he decided to shim the table legs to level it out.

او تصمیم گرفت پای میز را تنظیم کند تا صاف شود.

using a shim can help reduce gaps in the flooring.

استفاده از یک shim می تواند به کاهش شکاف در کفپوش کمک کند.

they used a shim to adjust the height of the cabinet.

آنها از یک shim برای تنظیم ارتفاع کابینت استفاده کردند.

make sure to shim the window frame for better insulation.

مطمئن شوید که قاب پنجره را برای عایق بهتر تنظیم کنید.

the technician will shim the equipment to ensure it operates smoothly.

تکنسین تجهیزات را تنظیم خواهد کرد تا اطمینان حاصل شود که به طور روان کار می کند.

adding a shim can improve the alignment of the axle.

اضافه کردن یک shim می تواند ترازی محور را بهبود بخشد.

they used a shim to fill the gap between the wall and the shelf.

آنها از یک shim برای پر کردن شکاف بین دیوار و قفسه استفاده کردند.

to fix the uneven floor, we need to shim the joists.

برای رفع کف نامنظم، ما نیاز داریم تیرها را تنظیم کنیم.

the installer will shim the sink for proper drainage.

نصب کننده سینک را برای زهکشی مناسب تنظیم خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید