shirkings

[ایالات متحده]/ˈʃɜː.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃɜr.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.اجتناب از کار یا مسئولیت
n.عمل اجتناب از مسئولیت

عبارات و ترکیب‌ها

shirking responsibility

اجتناب از مسئولیت

shirking duties

اجتناب از وظایف

shirking work

اجتناب از کار

shirking obligations

اجتناب از تعهدات

shirking tasks

اجتناب از وظایف

shirking effort

اجتناب از تلاش

shirking challenges

اجتناب از چالش‌ها

shirking accountability

اجتناب از پاسخگویی

shirking engagement

اجتناب از مشارکت

shirking involvement

اجتناب از نقش‌آفرینی

جملات نمونه

he is shirking his responsibilities at work.

او در حال فرار از مسئولیت‌های خود در محل کار است.

she accused him of shirking his duties.

او او را به فرار از وظایفش متهم کرد.

shirking from challenges will not help you grow.

فرار از چالش‌ها به شما در رشد کمک نخواهد کرد.

they found him shirking during the project.

آنها متوجه شدند که او در طول پروژه در حال فرار است.

shirking responsibilities can lead to serious consequences.

فرار از مسئولیت‌ها می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was caught shirking his chores at home.

او در حال فرار از کارهای خانه دستگیر شد.

shirking one's duties is unprofessional.

فرار از وظایف غیرحرفه‌ای است.

she was accused of shirking her role in the team.

او به فرار از نقش خود در تیم متهم شد.

shirking responsibilities can damage your reputation.

فرار از مسئولیت‌ها می‌تواند به شهرت شما آسیب برساند.

he often resorts to shirking when faced with tough tasks.

او اغلب در مواجهه با وظایف دشوار به فرار متوسل می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید