shouldering

[ایالات متحده]/[ˈʃuːldərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈʃuːldərɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شانه با فشار دادن یا زور زدن؛ به عهده گرفتن مسئولیت یا بار؛ با استفاده از شانه‌ها به جلو رفتن
n. عمل فشار دادن با شانه

عبارات و ترکیب‌ها

shouldering the blame

تحمل مسئولیت

shouldering a burden

تحمل بار

shouldering past

حمل گذشته

shouldering responsibility

پذیرش مسئولیت

shouldering the weight

تحمل سنگینی

shouldering through

پیشروی با فشار

shouldering aside

کنار زدن

shouldering each other

حمایت از یکدیگر

shouldering the load

تحمل بار

shouldering difficulties

تحمل مشکلات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید