| جمع | shirtings |
cotton shirting
سراغنه پنبهای
striped shirting
سراغنه راه راه
fancy shirting
سراغنه مجلل
dress shirting
سراغنه لباس
casual shirting
سراغنه غیررسمی
lightweight shirting
سراغنه سبک وزن
woven shirting
سراغنه بافته شده
printed shirting
سراغنه چاپی
denim shirting
سراغنه جین
flannel shirting
سراغنه فلانل
he prefers cotton shirting for its breathability.
او ترجیح میدهد از پارچه آستینبندی پنبهای به دلیل تنفسپذیری آن استفاده کند.
shirting fabric comes in various patterns and colors.
پارچه آستینبندی در طرحها و رنگهای مختلف عرضه میشود.
she chose a lightweight shirting for the summer dress.
او یک پارچه آستینبندی سبک برای لباس تابستانی انتخاب کرد.
tailors often recommend high-quality shirting materials.
خیاطان اغلب مواد آستینبندی با کیفیت بالا را توصیه میکنند.
he bought some shirting to make a new shirt.
او مقداری آستینبندی خرید تا یک پیراهن جدید بسازد.
shirting can be both formal and casual depending on the design.
آستینبندی میتواند هم رسمی و هم غیررسمی باشد، بسته به طراحی.
she enjoys sewing her own shirting for a custom fit.
او از دوختن آستینبندی خودش برای یک اندازه سفارشی لذت میبرد.
different shirting styles can change the look of an outfit.
سبکهای مختلف آستینبندی میتوانند ظاهر یک لباس را تغییر دهند.
the shirting section in the store was well-stocked.
بخش آستینبندی در مغازه به خوبی پر شده بود.
he decided to use a striped shirting for his business attire.
او تصمیم گرفت از یک آستینبندی راه راه برای لباس تجاری خود استفاده کند.
cotton shirting
سراغنه پنبهای
striped shirting
سراغنه راه راه
fancy shirting
سراغنه مجلل
dress shirting
سراغنه لباس
casual shirting
سراغنه غیررسمی
lightweight shirting
سراغنه سبک وزن
woven shirting
سراغنه بافته شده
printed shirting
سراغنه چاپی
denim shirting
سراغنه جین
flannel shirting
سراغنه فلانل
he prefers cotton shirting for its breathability.
او ترجیح میدهد از پارچه آستینبندی پنبهای به دلیل تنفسپذیری آن استفاده کند.
shirting fabric comes in various patterns and colors.
پارچه آستینبندی در طرحها و رنگهای مختلف عرضه میشود.
she chose a lightweight shirting for the summer dress.
او یک پارچه آستینبندی سبک برای لباس تابستانی انتخاب کرد.
tailors often recommend high-quality shirting materials.
خیاطان اغلب مواد آستینبندی با کیفیت بالا را توصیه میکنند.
he bought some shirting to make a new shirt.
او مقداری آستینبندی خرید تا یک پیراهن جدید بسازد.
shirting can be both formal and casual depending on the design.
آستینبندی میتواند هم رسمی و هم غیررسمی باشد، بسته به طراحی.
she enjoys sewing her own shirting for a custom fit.
او از دوختن آستینبندی خودش برای یک اندازه سفارشی لذت میبرد.
different shirting styles can change the look of an outfit.
سبکهای مختلف آستینبندی میتوانند ظاهر یک لباس را تغییر دهند.
the shirting section in the store was well-stocked.
بخش آستینبندی در مغازه به خوبی پر شده بود.
he decided to use a striped shirting for his business attire.
او تصمیم گرفت از یک آستینبندی راه راه برای لباس تجاری خود استفاده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید