shmuck

[ایالات متحده]/ʃmʌk/
[بریتانیا]/ʃmʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا نادان
Word Forms
جمعshmucks

عبارات و ترکیب‌ها

big shmuck

شخص بزرگ

dumb shmuck

شخص احمق

lazy shmuck

شخص تنبل

stupid shmuck

شخص احمق

poor shmuck

شخص فقیر

rich shmuck

شخص ثروتمند

old shmuck

شخص پیر

young shmuck

شخص جوان

funny shmuck

شخص خنده‌دار

nice shmuck

شخص خوب

جملات نمونه

don't be such a shmuck when making decisions.

وقتی تصمیم می‌گیرید، آدم احمق‌نمایی نباشید.

he acted like a shmuck at the party last night.

او دیشب در مهمانی مثل یک آدم احمق رفتار کرد.

why are you being a shmuck about this situation?

چرا در این وضعیت مثل یک آدم احمق رفتار می‌کنی؟

stop being a shmuck and just apologize.

آدم احمق‌نمایی نباشید و فقط عذرخواهی کنید.

he's a nice guy, but sometimes he's a total shmuck.

او آدم خوبی است، اما گاهی اوقات کاملاً آدم احمق است.

don't let that shmuck get under your skin.

نذار اون آدم احمق کلافه‌ت کنه.

she called him a shmuck for forgetting their anniversary.

او به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان، او را آدم احمق خطاب کرد.

it's not cool to treat people like a shmuck.

معامله کردن با مردم مثل یک آدم احمق اصلاً خوب نیست.

he made a shmuck of himself in front of everyone.

او در مقابل همه خود را به شکل یک آدم احمق نشان داد.

don't be a shmuck; just listen to the advice given.

آدم احمق‌نمایی نباشید؛ فقط به نصیحت گوش دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید