shoeshine boy
پسر جلاکار
shoeshine kit
کیت جلاکاری
shoeshine stand
میز جلاکاری
shoeshine service
خدمات جلاکاری
shoeshine chair
صندلی جلاکار
shoeshine cloth
پارچه جلاکاری
shoeshine brush
برس جلاکاری
shoeshine shine
جلا
shoeshine polish
پولیش کفش
shoeshine experience
تجربه جلاکاری
he decided to get a shoeshine before the big meeting.
او تصمیم گرفت قبل از جلسه مهم کفش هایش را براق کند.
the shoeshine stand was busy with customers.
دستگاه براق کردن کفش مملو از مشتری بود.
she always keeps her shoes looking new with a regular shoeshine.
او همیشه با براق کردن منظم کفش هایش، آنها را نو نگه می دارد.
he tipped the shoeshine boy generously for his work.
او به خاطر کارش به پسری که کفش ها را براق می کرد، سخاوتمندانه انعام داد.
after the shoeshine, his shoes gleamed under the lights.
پس از براق کردن کفش، کفش هایش زیر نورها می درخشیدند.
the shoeshine service was offered at the hotel lobby.
خدمات براق کردن کفش در لابی هتل ارائه می شد.
many businessmen rely on a quick shoeshine to look polished.
بسیاری از بازرگانان برای داشتن ظاهری آراسته به براق کردن سریع کفش متکی هستند.
he learned the art of shoeshine from his grandfather.
او هنر براق کردن کفش را از پدربزرگش یاد گرفت.
she watched the shoeshine process with great interest.
او با علاقه زیاد روند براق کردن کفش را تماشا کرد.
getting a shoeshine can be a relaxing experience.
براق کردن کفش می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.
shoeshine boy
پسر جلاکار
shoeshine kit
کیت جلاکاری
shoeshine stand
میز جلاکاری
shoeshine service
خدمات جلاکاری
shoeshine chair
صندلی جلاکار
shoeshine cloth
پارچه جلاکاری
shoeshine brush
برس جلاکاری
shoeshine shine
جلا
shoeshine polish
پولیش کفش
shoeshine experience
تجربه جلاکاری
he decided to get a shoeshine before the big meeting.
او تصمیم گرفت قبل از جلسه مهم کفش هایش را براق کند.
the shoeshine stand was busy with customers.
دستگاه براق کردن کفش مملو از مشتری بود.
she always keeps her shoes looking new with a regular shoeshine.
او همیشه با براق کردن منظم کفش هایش، آنها را نو نگه می دارد.
he tipped the shoeshine boy generously for his work.
او به خاطر کارش به پسری که کفش ها را براق می کرد، سخاوتمندانه انعام داد.
after the shoeshine, his shoes gleamed under the lights.
پس از براق کردن کفش، کفش هایش زیر نورها می درخشیدند.
the shoeshine service was offered at the hotel lobby.
خدمات براق کردن کفش در لابی هتل ارائه می شد.
many businessmen rely on a quick shoeshine to look polished.
بسیاری از بازرگانان برای داشتن ظاهری آراسته به براق کردن سریع کفش متکی هستند.
he learned the art of shoeshine from his grandfather.
او هنر براق کردن کفش را از پدربزرگش یاد گرفت.
she watched the shoeshine process with great interest.
او با علاقه زیاد روند براق کردن کفش را تماشا کرد.
getting a shoeshine can be a relaxing experience.
براق کردن کفش می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید