shoeshines

[ایالات متحده]/ˈʃuːʃaɪn/
[بریتانیا]/ˈʃuːˌʃaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل براق کردن کفش‌ها؛ واکس کفش

عبارات و ترکیب‌ها

shoeshine boy

پسر جلاکار

shoeshine kit

کیت جلاکاری

shoeshine stand

میز جلاکاری

shoeshine service

خدمات جلاکاری

shoeshine chair

صندلی جلاکار

shoeshine cloth

پارچه جلاکاری

shoeshine brush

برس جلاکاری

shoeshine shine

جلا

shoeshine polish

پولیش کفش

shoeshine experience

تجربه جلاکاری

جملات نمونه

he decided to get a shoeshine before the big meeting.

او تصمیم گرفت قبل از جلسه مهم کفش هایش را براق کند.

the shoeshine stand was busy with customers.

دستگاه براق کردن کفش مملو از مشتری بود.

she always keeps her shoes looking new with a regular shoeshine.

او همیشه با براق کردن منظم کفش هایش، آنها را نو نگه می دارد.

he tipped the shoeshine boy generously for his work.

او به خاطر کارش به پسری که کفش ها را براق می کرد، سخاوتمندانه انعام داد.

after the shoeshine, his shoes gleamed under the lights.

پس از براق کردن کفش، کفش هایش زیر نورها می درخشیدند.

the shoeshine service was offered at the hotel lobby.

خدمات براق کردن کفش در لابی هتل ارائه می شد.

many businessmen rely on a quick shoeshine to look polished.

بسیاری از بازرگانان برای داشتن ظاهری آراسته به براق کردن سریع کفش متکی هستند.

he learned the art of shoeshine from his grandfather.

او هنر براق کردن کفش را از پدربزرگش یاد گرفت.

she watched the shoeshine process with great interest.

او با علاقه زیاد روند براق کردن کفش را تماشا کرد.

getting a shoeshine can be a relaxing experience.

براق کردن کفش می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید