shortchange

[ایالات متحده]/ˈʃɔːtʃeɪndʒ/
[بریتانیا]/ˈʃɔrtˌtʃeɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کمتر از آنچه که حق است، پول خرد دادن؛ فریب دادن یا تقلب کردن از کسی

عبارات و ترکیب‌ها

shortchange customers

فریب دادن مشتریان

shortchange employees

به کارمندان آسیب رساندن

shortchange yourself

خودتان را فریب دادن

shortchange service

خدمات را کم ارزش جلوه دادن

shortchange quality

کیفیت را کم ارزش جلوه دادن

shortchange effort

تلاش را کم ارزش جلوه دادن

shortchange time

وقت را تلف کردن

shortchange benefits

مزایا را از دست دادن

shortchange expectations

انتظارات را برآورده نکردن

shortchange opportunities

فرصت‌ها را از دست دادن

جملات نمونه

don't shortchange yourself; you deserve to be happy.

به خودتان لطمه نزنید؛ شما شایسته خوشبختی هستید.

he felt that the company was trying to shortchange him on his bonus.

او احساس کرد که شرکت سعی دارد جایزه او را کم کند.

we cannot shortchange our customers if we want to succeed.

اگر می‌خواهیم موفق شویم، نمی‌توانیم مشتریان خود را فریب دهیم.

she refused to shortchange her education for a quick job.

او از تحصیل خود برای گرفتن یک شغل سریع چشم پوشی نکرد.

it's unfair to shortchange those who work hard.

منصفانه نیست که کسانی که سخت کار می کنند را فریب دهیم.

they tried to shortchange the workers during the negotiations.

آنها سعی کردند در طول مذاکرات کارگران را فریب دهند.

don't let anyone shortchange your potential.

به هیچ کس اجازه ندهید که پتانسیل شما را فریب دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید