shouder

[ایالات متحده]/ˈʃəʊldə(r)/
[بریتانیا]/ˈʃoʊldər/

ترجمه

n. لگن (بندی گردن)؛ قسمتی از بدن که بازو را به جسم اصلی متصل می‌کند
v. حمل یا تحمل کردن روی لگن؛ فشار دادن با لگن
شکل‌های واژه
جمعshouders

جملات نمونه

she rested her head on his shoulder.

او سر خود را روی شانه‌اش گذاشت.

he shrugged his shoulders in indifference.

او با بی‌تفاوتی شانه‌هایش را به پهلو گذاشت.

the wide receiver dislocated his shoulder during the game.

گیرنده گسترده در طول بازی شانه‌اش را از جایش خارج کرد.

don't shoulder the blame for his mistakes.

از اشتباهات او مسئولیت نگیر.

she felt a hand on her shoulder.

او حس کرد که دستی روی شانه‌اش است.

the road has a narrow shoulder for emergencies.

این جاده دارای یک شانه باریک برای اضطرابات است.

two snakes are coiled around the caduceus, rising to the shoulder.

دو زмی‌ن در اطراف کادوسوس پیچیده شده‌اند و تا سطح شانه می‌روند.

check your blind spot by looking over your shoulder.

برای بررسی نقطه‌ای که دید نداری، به سمت شانه‌ات نگاه کن.

the government shouldered the heavy cost of the crisis.

دولت هزینه سنگین بحران را بر عهده گرفت.

she has a chip on her shoulder about her background.

او در مورد پس‌زمینه‌اش یک چیپ روی شانه دارد.

workers shoulder the burden of economic reform.

کارگران بار اصلاحات اقتصادی را بر عهده می‌گیرند.

a warm jacket covered her shoulders against the wind.

یک کت گرم شانه‌های او را در برابر باد پوشاند.

put your shoulder to the wheel and finish the project.

شانه‌ت را روی چرخ بگذار و پروژه را تمام کن.

he patted me on the shoulder to comfort me.

او با ضرب‌الاجل روی شانه‌ام زد تا من را آرام کند.

the jacket fits perfectly across the shoulders.

کت به طور کامل روی شانه‌ها تناسب دارد.

she tapped him on the shoulder from behind.

او از پشت او روی شانه‌اش ضرب‌الاجل زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید