shriekings

[ایالات متحده]/ˈʃriːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃriːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد یک صدای بلند و با فرکانس بالا

عبارات و ترکیب‌ها

shrieking child

کودک جیغ‌زن

shrieking woman

زن جیغ‌زن

shrieking siren

آژیر جیغ‌زن

shrieking ghost

روح جیغ‌زن

shrieking wind

باد جیغ‌زن

shrieking laughter

خنده جیغ‌دار

shrieking banshee

بانشی جیغ‌زن

shrieking noise

صدای جیغ‌زن

shrieking eagle

بالدانه جیغ‌زن

shrieking crowd

جمعیت جیغ‌زن

جملات نمونه

the children were shrieking with joy at the surprise party.

کودکان با خوشحالی و شادی در مهمانی غافلگیری جیغ می‌کشیدند.

she couldn't help but start shrieking when she saw the spider.

وقتی عنکبوت را دید نتوانست جلوی جیغ کشیدنش را بگیرد.

the audience was shrieking in excitement during the concert.

در طول کنسرت، تماشاگران از هیجان جیغ می‌کشیدند.

he let out a shrieking laugh that echoed through the room.

او خنده‌ای جیغ مانند سر داد که در سراسر اتاق طنین انداز شد.

as the roller coaster dropped, the riders began shrieking.

همانطور که قطار کوستر در حال سقوط بود، مسافران شروع به جیغ کشیدن کردند.

the dog was shrieking in pain after stepping on a nail.

سگ بعد از اینکه روی میخ پا گذاشت، از درد جیغ می‌کشید.

she heard shrieking voices coming from the other room.

او صدای جیغ جیغی شنید که از اتاق دیگر می‌آمد.

the horror movie had everyone shrieking in terror.

فیلم ترسناک باعث شد همه از ترس جیغ بکشند.

he was shrieking for help after getting lost in the woods.

بعد از گم شدن در جنگل، او برای کمک خواست و جیغ می‌کشید.

the kids were shrieking happily as they ran through the park.

بچه‌ها در حالی که با خوشحالی در پارک می‌دویدند جیغ می‌کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید