shrimplike form
شکل مانند کرم
shrimplike appearance
ظاهر مانند کرم
shrimplike creature
موجود مانند کرم
shrimplike body
بدن مانند کرم
shrimplike eyes
چشمان مانند کرم
shrimplike tail
کوچکی مانند کرم
shrimplike legs
پاهای مانند کرم
looking shrimplike
به نظر میرسد مانند کرم
quite shrimplike
خیلی مانند کرم
shrimplike shell
پوست مانند کرم
the alien creature had a shrimplike body and large, black eyes.
این موجود فضایی دارای بدنی شبیه به میگو و چشمان سیاه و بزرگ بود.
the artist described the sculpture as having a shrimplike form, elegant and curved.
هنرمند این مجسمه را با فرمی شبیه به میگو، زیبایی و خمیده توصیف کرد.
the deep-sea fish exhibited a shrimplike appearance with translucent skin.
این ماهی دریایی ظاهری شبیه به میگو با پوست شفاف داشت.
the robot's design incorporated a shrimplike chassis for maneuverability.
طراحی ربات یک بدنه شبیه به میگو را برای قدرت حرکتی در نظر گرفته بود.
the child's drawing featured a shrimplike monster with many legs.
کودک در نقاشی خود یک موجود با اندامهای زیاد شبیه به میگو را نشان داد.
the fossil revealed a shrimplike ancestor of modern crabs.
fosil یک نسل قدیمی شبیه به میگو از کrabهای مدرن را نشان داد.
the creature moved with a shrimplike gait across the sandy floor.
این موجود با حرکتی شبیه به میگو روی زمین ریزهریز حرکت میکرد.
the scientist noted the organism's shrimplike features and unique anatomy.
دانشمند ویژگیهای شبیه به میگو و آناتومی منحصر به فرد این موجود را یادداشت کرد.
the video game included a shrimplike character with surprising strength.
این بازی ویدئویی یک شخصیت شبیه به میگو با قدرت شگفتانگیز را شامل میشد.
the story described a shrimplike being living in a coral reef.
داستان یک موجود شبیه به میگو زندگیکننده در یک جزیره کoral را توصیف میکرد.
the model was shrimplike, but detailed and surprisingly realistic.
این مدل شبیه به میگو بود، اما جزئیات زیادی داشت و واقعگرایی شگفتانگیزی نیز داشت.
shrimplike form
شکل مانند کرم
shrimplike appearance
ظاهر مانند کرم
shrimplike creature
موجود مانند کرم
shrimplike body
بدن مانند کرم
shrimplike eyes
چشمان مانند کرم
shrimplike tail
کوچکی مانند کرم
shrimplike legs
پاهای مانند کرم
looking shrimplike
به نظر میرسد مانند کرم
quite shrimplike
خیلی مانند کرم
shrimplike shell
پوست مانند کرم
the alien creature had a shrimplike body and large, black eyes.
این موجود فضایی دارای بدنی شبیه به میگو و چشمان سیاه و بزرگ بود.
the artist described the sculpture as having a shrimplike form, elegant and curved.
هنرمند این مجسمه را با فرمی شبیه به میگو، زیبایی و خمیده توصیف کرد.
the deep-sea fish exhibited a shrimplike appearance with translucent skin.
این ماهی دریایی ظاهری شبیه به میگو با پوست شفاف داشت.
the robot's design incorporated a shrimplike chassis for maneuverability.
طراحی ربات یک بدنه شبیه به میگو را برای قدرت حرکتی در نظر گرفته بود.
the child's drawing featured a shrimplike monster with many legs.
کودک در نقاشی خود یک موجود با اندامهای زیاد شبیه به میگو را نشان داد.
the fossil revealed a shrimplike ancestor of modern crabs.
fosil یک نسل قدیمی شبیه به میگو از کrabهای مدرن را نشان داد.
the creature moved with a shrimplike gait across the sandy floor.
این موجود با حرکتی شبیه به میگو روی زمین ریزهریز حرکت میکرد.
the scientist noted the organism's shrimplike features and unique anatomy.
دانشمند ویژگیهای شبیه به میگو و آناتومی منحصر به فرد این موجود را یادداشت کرد.
the video game included a shrimplike character with surprising strength.
این بازی ویدئویی یک شخصیت شبیه به میگو با قدرت شگفتانگیز را شامل میشد.
the story described a shrimplike being living in a coral reef.
داستان یک موجود شبیه به میگو زندگیکننده در یک جزیره کoral را توصیف میکرد.
the model was shrimplike, but detailed and surprisingly realistic.
این مدل شبیه به میگو بود، اما جزئیات زیادی داشت و واقعگرایی شگفتانگیزی نیز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید