shrivels

[ایالات متحده]/ˈʃrɪvəlz/
[بریتانیا]/ˈʃrɪvəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چروک شدن یا کوچک شدن به دلیل گرما، سرما، خشکی یا پیری

عبارات و ترکیب‌ها

time shrivels

زمان پژمرده می‌شود

hope shrivels

امید پژمرده می‌شود

dream shrivels

رویا پژمرده می‌شود

life shrivels

زندگی پژمرده می‌شود

joy shrivels

شادی پژمرده می‌شود

energy shrivels

انرژی پژمرده می‌شود

interest shrivels

علاقه پژمرده می‌شود

passion shrivels

اشتیاق پژمرده می‌شود

courage shrivels

شجاعت پژمرده می‌شود

friendship shrivels

دوستی پژمرده می‌شود

جملات نمونه

the flower shrivels without water.

گل بدون آب پژمرده می‌شود.

his enthusiasm shrivels in the face of criticism.

اشتیاق او در برابر انتقاد تحلیل می‌رود.

the fruit shrivels when left out too long.

میوه در صورت قرار گرفتن در بیرون برای مدت طولانی پژمرده می‌شود.

as winter approaches, the leaves shrivel and fall.

با نزدیک شدن زمستان، برگ‌ها پژمرده و می‌افتند.

time shrivels our memories if we don't cherish them.

اگر به آن‌ها اهمیت ندهیم، زمان خاطرات ما را تحلیل می‌کند.

the excitement of the event shrivels as the date approaches.

با نزدیک شدن تاریخ، هیجان رویداد تحلیل می‌رود.

her confidence shrivels during difficult conversations.

اعتماد به نفس او در طول مکالمات دشوار تحلیل می‌رود.

the old photograph shrivels and fades with age.

عکس قدیمی با افزایش سن پژمرده و محو می‌شود.

his dreams shrivel when faced with harsh realities.

وقتی با واقعیت‌های سخت مواجه می‌شود، رویاهای او تحلیل می‌رود.

the excitement in the room shrivels after the bad news.

پس از اخبار بد، هیجان در اتاق تحلیل می‌رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید