sickles

[ایالات متحده]/ˈsɪkəlz/
[بریتانیا]/ˈsɪkəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل داس

عبارات و ترکیب‌ها

golden sickles

چکش‌های طلایی

sickles of harvest

چکش‌های برداشت محصول

silver sickles

چکش‌های نقره‌ای

sickles in hand

چکش در دست

sickles and stars

چکش‌ها و ستارگان

rusty sickles

چکش‌های زنگ‌زده

sickles of fate

چکش‌های سرنوشت

moonlit sickles

چکش‌های ماهتاب

sickles of time

چکش‌های زمان

sickles of war

چکش‌های جنگ

جملات نمونه

farmers use sickles to harvest crops.

کشاورزان از داس برای برداشت محصول استفاده می‌کنند.

he sharpened his sickles before the harvest season.

او قبل از فصل برداشت داس‌های خود را تیز کرد.

sickles were commonly used in ancient agriculture.

داس‌ها به طور معمول در کشاورزی باستانی استفاده می‌شدند.

the sickles glinted in the sunlight.

داس‌ها در نور خورشید می‌درخشیدند.

she learned how to use sickles from her grandfather.

او یاد گرفت که چگونه از پدربزرگش داس استفاده کند.

he collected old sickles as a hobby.

او جمع‌آوری داس‌های قدیمی را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد.

in some cultures, sickles are symbols of harvest.

در برخی فرهنگ‌ها، داس‌ها نمادهای برداشت هستند.

she admired the craftsmanship of the antique sickles.

او از هنر و مهارت ساخت داس‌های قدیمی تحسین کرد.

the sickles were displayed at the agricultural fair.

داس‌ها در نمایشگاه کشاورزی به نمایش گذاشته شدند.

using sickles requires skill and practice.

استفاده از داس‌ها نیاز به مهارت و تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید