traffic signallers
سیگنال دهندگان ترافیک
signal signallers
سیگنال دهندگان سیگنال
using signallers
استفاده از سیگنال دهندگان
train signallers
سیگنال دهندگان قطار
signallers working
سیگنال دهندگان کار کردن
experienced signallers
سیگنال دهندگان تجربهدار
new signallers
سیگنال دهندگان جدید
calling signallers
تماس با سیگنال دهندگان
protecting signallers
حفاظت از سیگنال دهندگان
training signallers
آموزش سیگنال دهندگان
the speaker used hand gestures to signal his enthusiasm.
سخنران از حرکات دست برای نشان دادن اشتیاق خود استفاده کرد.
traffic lights signal when it's safe to cross the street.
نورهای ترافیک زمانی نشان میدهند که امن است از پارکینگ عبور کنید.
a red light signals danger; be cautious and stop.
نور قرمز خطر را نشان میدهد؛ با احتیاط باشید و متوقف شوید.
the company sent a signal to investors about future growth.
شرکت یک نشانهای را به سرمایهگذاران در مورد رشد آینده فرستاد.
mobile phones signal to cell towers to connect to the network.
تلفن همراه به برجهای تلفن همراه نشانهای میفرستد تا به شبکه متصل شود.
the rising stock prices signal a positive trend in the market.
افزایش قیمت سهام یک روند مثبت در بازار را نشان میدهد.
the flashing light signals that the door is opening.
نور لرزان نشان میدهد که در باز میشود.
he sent a signal of support to his colleagues during the meeting.
او در حین جلسه یک نشانهای از حمایت به همکاران خود فرستاد.
the radar signals detected an approaching aircraft.
سیگنالهای رادار یک هواپیما رو به سمت ما را تشخیص داد.
the brain sends signals to the muscles to initiate movement.
مغز سیگنالهایی را به عضلات فرستاد تا حرکت را شروع کنند.
the emergency broadcast signal warned of an impending storm.
سیگنال پخش اضطراری از بروز یک باران شدید هشدار داد.
the wi-fi signal was weak in this area of the house.
سیگنال وای فای در این بخش از خانه ضعیف بود.
traffic signallers
سیگنال دهندگان ترافیک
signal signallers
سیگنال دهندگان سیگنال
using signallers
استفاده از سیگنال دهندگان
train signallers
سیگنال دهندگان قطار
signallers working
سیگنال دهندگان کار کردن
experienced signallers
سیگنال دهندگان تجربهدار
new signallers
سیگنال دهندگان جدید
calling signallers
تماس با سیگنال دهندگان
protecting signallers
حفاظت از سیگنال دهندگان
training signallers
آموزش سیگنال دهندگان
the speaker used hand gestures to signal his enthusiasm.
سخنران از حرکات دست برای نشان دادن اشتیاق خود استفاده کرد.
traffic lights signal when it's safe to cross the street.
نورهای ترافیک زمانی نشان میدهند که امن است از پارکینگ عبور کنید.
a red light signals danger; be cautious and stop.
نور قرمز خطر را نشان میدهد؛ با احتیاط باشید و متوقف شوید.
the company sent a signal to investors about future growth.
شرکت یک نشانهای را به سرمایهگذاران در مورد رشد آینده فرستاد.
mobile phones signal to cell towers to connect to the network.
تلفن همراه به برجهای تلفن همراه نشانهای میفرستد تا به شبکه متصل شود.
the rising stock prices signal a positive trend in the market.
افزایش قیمت سهام یک روند مثبت در بازار را نشان میدهد.
the flashing light signals that the door is opening.
نور لرزان نشان میدهد که در باز میشود.
he sent a signal of support to his colleagues during the meeting.
او در حین جلسه یک نشانهای از حمایت به همکاران خود فرستاد.
the radar signals detected an approaching aircraft.
سیگنالهای رادار یک هواپیما رو به سمت ما را تشخیص داد.
the brain sends signals to the muscles to initiate movement.
مغز سیگنالهایی را به عضلات فرستاد تا حرکت را شروع کنند.
the emergency broadcast signal warned of an impending storm.
سیگنال پخش اضطراری از بروز یک باران شدید هشدار داد.
the wi-fi signal was weak in this area of the house.
سیگنال وای فای در این بخش از خانه ضعیف بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید