sinkfuls

[ایالات متحده]/ˈsɪŋkfəl/
[بریتانیا]/ˈsɪŋkˌfəl/

ترجمه

n. یک سینک یا حوضه کامل

عبارات و ترکیب‌ها

sinkful of dishes

سینی پر از ظروف

sinkful of water

سینی پر از آب

sinkful of laundry

سینی پر از لباس‌های کثیف

sinkful of garbage

سینی پر از زباله

sinkful of food

سینی پر از غذا

sinkful of soap

سینی پر از صابون

sinkful of bubbles

سینی پر از حباب

sinkful of ice

سینی پر از یخ

sinkful of drinks

سینی پر از نوشیدنی

sinkful of scraps

سینی پر از ضایعات

جملات نمونه

she filled the sinkful with soapy water.

او لگن را با آب صابونی پر کرد.

after dinner, there was a sinkful of dirty dishes.

بعد از شام، لگنی پر از ظروف کثیف وجود داشت.

he scrubbed the sinkful of vegetables before cooking.

او سبزیجات لگنی را قبل از پختن تمیز کرد.

we need a sinkful of water for the laundry.

ما به یک لگن آب برای لباسشویی نیاز داریم.

she always rinses her sinkful of fruits before eating.

او همیشه میوه های لگنی خود را قبل از خوردن می شوید.

it took a sinkful of patience to fix the leak.

برای رفع نشتی به یک لگن صبر نیاز بود.

he dumped a sinkful of ice into the cooler.

او یک لگن یخ را در کولر گذاشت.

after the party, we were left with a sinkful of leftovers.

بعد از مهمانی، ما با یک لگن غذای باقی مانده مواجه شدیم.

she prefers to wash a sinkful of clothes at once.

او ترجیح می دهد یک لگن لباس را به یکباره بشوید.

there was a sinkful of problems to solve.

یک لگن مشکل برای حل وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید