get a sixpack
پرسیان_ترجمه
show sixpack
پرسیان_ترجمه
defined sixpack
پرسیان_ترجمه
rock hard sixpack
پرسیان_ترجمه
sixpack workout
پرسیان_ترجمه
dreaming of sixpacks
پرسیان_ترجمه
maintain sixpack
پرسیان_ترجمه
shredded sixpack
پرسیان_ترجمه
toned sixpack
پرسیان_ترجمه
he works out every day to get a sixpack.
او هر روز تمرین می کند تا یک شش تایی بدنه داشته باشد.
she does crunches for her sixpack abs.
او برای بدنه شش تایی خود تمرین شکم می کند.
a sixpack requires dedication and discipline.
یک شش تایی نیاز به تعهد و انضباط دارد.
his sixpack is the result of strict dieting.
شش تایی او نتیجه رژیم غذایی سختگیرانه ای است.
many men want to develop a sixpack.
بسیاری از مردان می خواهند یک شش تایی توسعه دهند.
the sixpack workout includes planks and crunches.
تمرین شش تایی شامل تمرین پلانک و تمرین شکم می باشد.
building a sixpack takes months of training.
ساخت یک شش تایی نیاز به ماه ها تمرین دارد.
he flexed his impressive sixpack.
او شش تایی بسیار جذاب خود را نشان داد.
a sixpack is visible when body fat is low.
وقتی چربی بدن کم باشد، شش تایی دیده می شود.
the trainer helped him achieve a sixpack.
тренер کمک کرد تا او یک شش تایی به دست آورد.
she admires his defined sixpack.
او شش تایی تعریف شده او را تحسین می کند.
getting a sixpack requires core exercises.
برای به دست آوردن یک شش تایی، تمرینات عضلات مرکزی لازم است.
get a sixpack
پرسیان_ترجمه
show sixpack
پرسیان_ترجمه
defined sixpack
پرسیان_ترجمه
rock hard sixpack
پرسیان_ترجمه
sixpack workout
پرسیان_ترجمه
dreaming of sixpacks
پرسیان_ترجمه
maintain sixpack
پرسیان_ترجمه
shredded sixpack
پرسیان_ترجمه
toned sixpack
پرسیان_ترجمه
he works out every day to get a sixpack.
او هر روز تمرین می کند تا یک شش تایی بدنه داشته باشد.
she does crunches for her sixpack abs.
او برای بدنه شش تایی خود تمرین شکم می کند.
a sixpack requires dedication and discipline.
یک شش تایی نیاز به تعهد و انضباط دارد.
his sixpack is the result of strict dieting.
شش تایی او نتیجه رژیم غذایی سختگیرانه ای است.
many men want to develop a sixpack.
بسیاری از مردان می خواهند یک شش تایی توسعه دهند.
the sixpack workout includes planks and crunches.
تمرین شش تایی شامل تمرین پلانک و تمرین شکم می باشد.
building a sixpack takes months of training.
ساخت یک شش تایی نیاز به ماه ها تمرین دارد.
he flexed his impressive sixpack.
او شش تایی بسیار جذاب خود را نشان داد.
a sixpack is visible when body fat is low.
وقتی چربی بدن کم باشد، شش تایی دیده می شود.
the trainer helped him achieve a sixpack.
тренер کمک کرد تا او یک شش تایی به دست آورد.
she admires his defined sixpack.
او شش تایی تعریف شده او را تحسین می کند.
getting a sixpack requires core exercises.
برای به دست آوردن یک شش تایی، تمرینات عضلات مرکزی لازم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید