sixpacks

[ایالات متحده]/ˈsɪksˌpæks/
[بریتانیا]/ˈsɪksˌpæks/

ترجمه

n. جمع شش تایی؛ مجموعه‌ای از شش قوطی یا بطری نوشیدنی (معمولاً بی‌الکل) که به صورت یک مجموعه فروخته می‌شود؛ عضلات شکم واضح که در دو ستون عمودی سه تایی توزیع شده‌اند؛ تقسیم‌بندی قابل دیدن عضله رکتوس آبومینیس.

عبارات و ترکیب‌ها

get a sixpack

پرسیان_ترجمه

show sixpack

پرسیان_ترجمه

defined sixpack

پرسیان_ترجمه

rock hard sixpack

پرسیان_ترجمه

sixpack workout

پرسیان_ترجمه

dreaming of sixpacks

پرسیان_ترجمه

maintain sixpack

پرسیان_ترجمه

shredded sixpack

پرسیان_ترجمه

toned sixpack

پرسیان_ترجمه

جملات نمونه

he works out every day to get a sixpack.

او هر روز تمرین می کند تا یک شش تایی بدنه داشته باشد.

she does crunches for her sixpack abs.

او برای بدنه شش تایی خود تمرین شکم می کند.

a sixpack requires dedication and discipline.

یک شش تایی نیاز به تعهد و انضباط دارد.

his sixpack is the result of strict dieting.

شش تایی او نتیجه رژیم غذایی سختگیرانه ای است.

many men want to develop a sixpack.

بسیاری از مردان می خواهند یک شش تایی توسعه دهند.

the sixpack workout includes planks and crunches.

تمرین شش تایی شامل تمرین پلانک و تمرین شکم می باشد.

building a sixpack takes months of training.

ساخت یک شش تایی نیاز به ماه ها تمرین دارد.

he flexed his impressive sixpack.

او شش تایی بسیار جذاب خود را نشان داد.

a sixpack is visible when body fat is low.

وقتی چربی بدن کم باشد، شش تایی دیده می شود.

the trainer helped him achieve a sixpack.

тренер کمک کرد تا او یک شش تایی به دست آورد.

she admires his defined sixpack.

او شش تایی تعریف شده او را تحسین می کند.

getting a sixpack requires core exercises.

برای به دست آوردن یک شش تایی، تمرینات عضلات مرکزی لازم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید