sketchier

[ایالات متحده]/ˈskɛtʃɪə/
[بریتانیا]/ˈskɛtʃiɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر خلاصه یا ناقص; بیشتر خشن یا مبهم

عبارات و ترکیب‌ها

sketchier details

جزئیات مشکوک‌تر

sketchier version

نسخه مشکوک‌تر

sketchier plans

برنامه‌های مشکوک‌تر

sketchier evidence

دلایل مشکوک‌تر

sketchier ideas

ایده‌های مشکوک‌تر

sketchier outlines

خلاصه‌های مشکوک‌تر

sketchier situations

شرایط مشکوک‌تر

sketchier accounts

گزارش‌های مشکوک‌تر

sketchier backgrounds

زمینه‌های مشکوک‌تر

sketchier contexts

زمينه‌های مشکوک‌تر

جملات نمونه

the plan seemed sketchier than i expected.

برنامه‌ریزی به نظر من از آنچه انتظار داشتم مبهم‌تر بود.

his explanation was getting sketchier with each question.

توضیحات او با هر سوالی مبهم‌تر می‌شد.

as the project progressed, the details became sketchier.

با پیشرفت پروژه، جزئیات مبهم‌تر شدند.

she found the instructions to be sketchier than usual.

او متوجه شد که دستورالعمل‌ها از معمول مبهم‌تر هستند.

the artist's sketches grew sketchier over time.

طرح‌های هنرمند با گذشت زمان مبهم‌تر شدند.

his alibi was getting sketchier by the minute.

هر دقیقه‌ای، بهانه او مبهم‌تر می‌شد.

the details of the deal sounded sketchier as we talked.

همانطور که صحبت می‌کردیم، جزئیات معامله مبهم‌تر به نظر می‌رسید.

her memories of that night were getting sketchier.

خاطرات او از آن شب در حال مبهم‌تر شدن بود.

the report was sketchier than i had hoped.

گزارش از آنچه امیدوار بودم مبهم‌تر بود.

as we dug deeper, the evidence became sketchier.

همانطور که عمیق‌تر حفاری می‌کردیم، شواهد مبهم‌تر می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید