skiploads of work
چرخانههای زیادی از کار
skiploads of data
چرخانههای زیادی از داده
skiploads of files
چرخانههای زیادی از فایل
skiploads of mail
چرخانههای زیادی از پست
skiploads of questions
چرخانههای زیادی از سوالات
skiploads of complaints
چرخانههای زیادی از شکایات
skiploads of homework
چرخانههای زیادی از تکالیف
skiploads of tasks
چرخانههای زیادی از وظایف
skiploads of trouble
چرخانههای زیادی از مشکلات
skiploads of fun
چرخانههای زیادی از سرگرمی
she brought skiploads of groceries from the supermarket.
او چندین بار سوپرمارکت را با خریدهای زیادی پر کرد.
the company received skiploads of complaints after the product launch.
شرکت پس از راهاندازی محصول، چندین بار شکایتهای زیادی دریافت کرد.
he made skiploads of money in the stock market.
او در بازار سهام چندین بار پول زیادی کرد.
we have skiploads of work to finish before the deadline.
ما قبل از مهلت چندین بار کار زیادی داریم که تمام کنیم.
the charity received skiploads of donations during the drive.
این خیریه در طول جمعآوری کمکهای چندین بار زیادی دریافت کرد.
the professor assigned skiploads of reading for the semester.
استاد برای نیمسال چندین بار خواندن زیادی تخصیص داد.
the tourists arrived in skiploads of buses.
گردشگران با چندین بار اتوبوس وارد شدند.
the factory produced skiploads of goods every day.
کارخانه هر روز چندین بار کالا زیادی تولید میکرد.
she has skiploads of clothes in her wardrobe.
او در لباسهایش چندین بار لباس زیادی دارد.
the server processed skiploads of requests during peak hours.
سرور در ساعات پیک چندین بار درخواستهای زیادی پردازش کرد.
the children ate skiploads of candy at the party.
کودکان در جشن چندین بار شکلات زیادی خوردند.
the artist created skiploads of paintings in his lifetime.
هنرمند در طول زندگیاش چندین بار نقاشیهای زیادی ایجاد کرد.
skiploads of work
چرخانههای زیادی از کار
skiploads of data
چرخانههای زیادی از داده
skiploads of files
چرخانههای زیادی از فایل
skiploads of mail
چرخانههای زیادی از پست
skiploads of questions
چرخانههای زیادی از سوالات
skiploads of complaints
چرخانههای زیادی از شکایات
skiploads of homework
چرخانههای زیادی از تکالیف
skiploads of tasks
چرخانههای زیادی از وظایف
skiploads of trouble
چرخانههای زیادی از مشکلات
skiploads of fun
چرخانههای زیادی از سرگرمی
she brought skiploads of groceries from the supermarket.
او چندین بار سوپرمارکت را با خریدهای زیادی پر کرد.
the company received skiploads of complaints after the product launch.
شرکت پس از راهاندازی محصول، چندین بار شکایتهای زیادی دریافت کرد.
he made skiploads of money in the stock market.
او در بازار سهام چندین بار پول زیادی کرد.
we have skiploads of work to finish before the deadline.
ما قبل از مهلت چندین بار کار زیادی داریم که تمام کنیم.
the charity received skiploads of donations during the drive.
این خیریه در طول جمعآوری کمکهای چندین بار زیادی دریافت کرد.
the professor assigned skiploads of reading for the semester.
استاد برای نیمسال چندین بار خواندن زیادی تخصیص داد.
the tourists arrived in skiploads of buses.
گردشگران با چندین بار اتوبوس وارد شدند.
the factory produced skiploads of goods every day.
کارخانه هر روز چندین بار کالا زیادی تولید میکرد.
she has skiploads of clothes in her wardrobe.
او در لباسهایش چندین بار لباس زیادی دارد.
the server processed skiploads of requests during peak hours.
سرور در ساعات پیک چندین بار درخواستهای زیادی پردازش کرد.
the children ate skiploads of candy at the party.
کودکان در جشن چندین بار شکلات زیادی خوردند.
the artist created skiploads of paintings in his lifetime.
هنرمند در طول زندگیاش چندین بار نقاشیهای زیادی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید