skirl

[ایالات متحده]/skɜːl/
[بریتانیا]/skɜrl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تیز، به ویژه صدای نی\nvi. ایجاد صدای تیز کردن\nvt. بر روی نی نواختن
Word Forms
زمان گذشتهskirled
قسمت سوم فعلskirled
صفت یا فعل حال استمراریskirling
جمعskirls
شکل سوم شخص مفردskirls

عبارات و ترکیب‌ها

skirl of pipes

نِی‌نوازی

skirl of laughter

خندهٔ رها

skirl of joy

شادی رها

skirl away

دور شدن با رقص

skirl through air

رقص در هوا

skirl of wind

رقص باد

skirl of spirits

رقص ارواح

skirl of music

رقص موسیقی

skirl of sadness

غم رها

جملات نمونه

the wind began to skirl through the trees.

باد شروع به وزیدن در میان درختان کرد.

we could hear the skirl of bagpipes in the distance.

ما می‌توانستیم صدای نی انبان را از دور بشنویم.

as the skirl of the siren echoed, we knew it was time to leave.

با شنیدن صدای دلخراش آژیر، فهمیدیم که وقت رفتن است.

the skirl of laughter filled the room.

خنده ها اتاق را پر کرد.

she loved to skirl with joy whenever she received good news.

او عاشق این بود که با شادی فریاد بزند هر وقت خبر خوبی دریافت می‌کرد.

the skirl of the wind made the night feel eerie.

صدای وزش باد شب را ترسناک جلوه می‌داد.

during the festival, the skirl of traditional music could be heard everywhere.

در طول جشنواره، صدای موسیقی سنتی را می‌توانستیم همه جا بشنویم.

he could skirl a tune on his flute that captivated everyone.

او می‌توانست آهنگ را با فلوت خود بنوازد که همه را مجذوب خود کرد.

the skirl of the train whistle signaled its departure.

صدای سوت قطار نشان دهنده عزیمت آن بود.

as the skirl of the ocean waves crashed against the shore, we felt at peace.

با شنیدن صدای برخورد امواج اقیانوس با ساحل، احساس آرامش کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید