skuld

[ایالات متحده]/skʌld/
[بریتانیا]/skʌld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکی از سه نورن در اسطوره‌شناسی نوردیک که نمایانگر آینده است
Word Forms
جمعskulds

عبارات و ترکیب‌ها

skuld debt

بدهی اسکلد

skuld obligation

تعهد اسکلد

skuld payment

پرداخت اسکلد

skuld contract

قرارداد اسکلد

skuld claim

ادعای اسکلد

skuld balance

مانده اسکلد

skuld interest

سود اسکلد

skuld agreement

توافق اسکلد

skuld asset

دارایی اسکلد

skuld liability

مسئولیت اسکلد

جملات نمونه

she felt a sense of skuld after missing the meeting.

او بعد از از دست دادن جلسه، احساس گناه کرد.

he tried to shake off the skuld from his past mistakes.

او سعی کرد احساس گناه را از اشتباهات گذشته خود دور کند.

living with skuld can be emotionally draining.

زندگی با احساس گناه می‌تواند از نظر احساسی خسته‌کننده باشد.

she sought forgiveness to alleviate her skuld.

او به دنبال بخشش بود تا احساس گناه خود را کاهش دهد.

he expressed his skuld through heartfelt apologies.

او احساس گناه خود را از طریق عذرخواهی‌های صمیمانه بیان کرد.

confronting your skuld is the first step to healing.

مقابله با احساس گناه، اولین قدم برای بهبودی است.

she wrote in her journal to process her skuld.

او در دفترچه خاطرات خود نوشت تا احساس گناه خود را پردازش کند.

he realized that holding onto skuld was harmful.

او متوجه شد که نگه داشتن احساس گناه مضر است.

finding closure can help release your skuld.

پیدا کردن آرامش می‌تواند به رهایی از احساس گناه کمک کند.

the therapist encouraged her to talk about her skuld.

درمانگر از او خواست تا در مورد احساس گناه خود صحبت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید