slackener

[ایالات متحده]/[ˈslæknə(r)]/
[بریتانیا]/[ˈslækənər]/

ترجمه

n. شخصی که شل می‌کند یا تمایل به شل کردن دارد؛ چیزی که باعث می‌شود چیزی شل شود.
v. شل کردن یا شل شدن.
adj. تمایل به شل شدن؛ باعث شل شدن چیزی شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

slackener effect

اثر شل‌کننده

becoming a slackener

تبدیل شدن به یک شل‌کننده

avoiding slackeners

اجتناب از شل‌کننده‌ها

slackener's role

نقش شل‌کننده

potential slackener

شل‌کننده بالقوه

slackener state

وضعیت شل‌کننده

slackener time

زمان شل‌کننده

slackener period

دوره شل‌کننده

slackener influence

تاثیر شل‌کننده

slackener tendency

تمایل شل‌کننده

جملات نمونه

the company needs to address the slackener in our team and improve productivity.

شرکت باید به مشکل کم‌کاری در تیم ما رسیدگی کند و بهره‌وری را بهبود بخشد.

we can't afford to be a slackener when facing such a challenging deadline.

ما نمی‌توانیم در برابر چنین مهلت چالش‌برانگیزی، کم‌کار باشیم.

his reputation as a diligent worker was threatened by becoming a slackener.

شهرت او به عنوان یک کارگر کوشا با تبدیل شدن به یک فرد کم‌کار به خطر افتاد.

the manager warned the employee against becoming a slackener during the project.

مدیر به کارمند در مورد کم‌کاری در طول پروژه هشدار داد.

a culture of accountability can prevent employees from becoming slackener.

فرهنگ پاسخگویی می‌تواند از تبدیل شدن کارمندان به افراد کم‌کار جلوگیری کند.

the new training program aims to identify and address any slackener within the department.

برنامه آموزشی جدید هدف دارد تا هر فرد کم‌کار را در داخل بخش شناسایی و رسیدگی کند.

don't be a slackener; put in the extra effort to finish the task.

کم‌کار نباشید؛ برای انجام وظیفه تلاش بیشتری کنید.

the team leader noticed a slackener among the group and intervened.

رهبر تیم متوجه یک فرد کم‌کار در بین گروه شد و مداخله کرد.

constant supervision is sometimes necessary to prevent a slackener from derailing the project.

نظارت مداوم گاهی اوقات برای جلوگیری از کم‌کاری پروژه ضروری است.

we need to create a work environment that discourages slackener and promotes engagement.

ما باید یک محیط کار ایجاد کنیم که از کم‌کاری دلسرد کرده و تعامل را ترویج کند.

the project suffered due to the presence of a persistent slackener.

به دلیل حضور یک فرد کم‌کار مداوم، پروژه دچار مشکل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید