slantwise

[ایالات متحده]/ˈslɑːntwaɪz/
[بریتانیا]/ˈslæntwaɪz/

ترجمه

adj. دارای شیب یا کج \nadv. به صورت کج

عبارات و ترکیب‌ها

slantwise approach

زاویای مورب

slantwise position

موقعیت مورب

slantwise movement

حرکت مورب

slantwise view

دیدگاه مورب

slantwise direction

جهت مورب

slantwise cut

برش مورب

slantwise line

خط مورب

slantwise glance

نگاه مورب

slantwise alignment

تراز مورب

slantwise effect

اثر مورب

جملات نمونه

the book was placed slantwise on the shelf.

کتاب به صورت کج روی قفسه قرار داده شده بود.

she looked at him slantwise, unsure of his intentions.

او به صورت کج به او نگاه کرد، مطمئن نبود که قصدش چیست.

the painting hung slantwise, giving the room a unique charm.

تابلو به صورت کج آویخته بود و به اتاق جذابیت خاصی می بخشید.

he walked slantwise across the street to avoid the puddles.

او برای اینکه از شر آبگرفتگی ها در امان باشد، به صورت کج از خیابان عبور کرد.

the sunlight filtered slantwise through the trees.

نور خورشید به صورت کج از میان درختان عبور می کرد.

she glanced slantwise at the clock, worried about being late.

او با نگرانی به ساعت نگاه کرد، نگران دیر رسیدن بود.

the roof was designed to slantwise for better rain drainage.

سقف به گونه ای طراحی شده بود که آب باران بهتر تخلیه شود.

he wrote the address slantwise on the envelope.

او آدرس را به صورت کج روی پاکت نامه نوشت.

the path slantwise led us to the beautiful view.

مسیر کج ما را به منظره ای زیبا رساند.

the shadows fell slantwise across the floor in the evening light.

در نور شب، سایه‌ها به صورت کج روی زمین افتادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید