slatherer

[ایالات متحده]//ˈslæðərə(r)//
[بریتانیا]//ˈslæðərər//

ترجمه

n. کسی که یک ماده را به ضخامت یا به مقدار زیاد استفاده می‌کند.

جملات نمونه

the slatherer applied sunscreen generously before heading to the beach.

مالس‌کننده قبل از رفتن به ساحل، کرم ضد آفتاب را به سخاوت استفاده کرد.

she is known as a butter slatherer who always makes extra-rich toast.

او به عنوان کسی شناخته می‌شود که همیشه نان تست بسیار خوشمزه درست می‌کند.

the barbecue slatherer doused the ribs in his famous sauce.

مالس‌کننده باربیکیو، دنده را در سس معروفش خیس کرد.

a true mayonnaise slatherer would never skimp on the condiments.

یک ملس‌کننده سس مایونز واقعی هرگز در مورد افزودنی‌ها کم‌خروجی نمی‌کند.

the chef was a sauce slatherer, covering every dish with rich gravies.

سرآشپز یک ملس‌کننده سس بود و هر ظرف را با خورش‌های غنی می‌پوشاند.

paint slatherers often leave thick, uneven layers on walls.

ملس‌کننده‌های رنگ اغلب لایه‌های ضخیم و ناهموار روی دیوارها می‌گذارند.

the glue slatherer applied too much adhesive, causing a mess.

ملس‌کننده چسب، چسب زیادی استفاده کرد و باعث ایجاد آشفتگی شد.

she's a moisturizer slatherer, using lotion from head to toe.

او یک ملس‌کننده مرطوب‌کننده است و از لوسیون از سر تا پا استفاده می‌کند.

the baker was a glaze slatherer, making his pastries shine.

آشپز شیرینی‌پز یک ملس‌کننده پوشش بود و شیرینی‌هایش را درخشان می‌کرد.

peanut butter slatherers prefer chunky over smooth.

ملس‌کننده‌های کره بادام زمینی ترجیح می‌دهند تکه‌ای به جای صاف.

the sunscreen slatherer missed a spot on their back.

ملس‌کننده کرم ضد آفتاب، نقطه‌ای را در پشت خود از دست داد.

a masochistic butter slatherer would use an entire stick per slice.

یک ملس‌کننده کره بادام زمینی خودشیفته از یک چوب کامل در هر برش استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید