skated smoothly
به راحتی اسکیت زد
skated quickly
به سرعت اسکیت زد
skated gracefully
به ظرافت اسکیت زد
skated around
اطراف اسکیت زد
skated together
با هم اسکیت زدند
skated away
دور شد و اسکیت زد
skated past
از کنار اسکیت زد
skated off
رفتن و اسکیت زد
skated hard
سخت اسکیت زد
skated daily
روزانه اسکیت زد
she skated gracefully across the ice.
او با ظرافت روی یخ اسکیت سواری کرد.
they skated together at the outdoor rink.
آنها با هم در زمین اسکیت روباز اسکیت سواری کردند.
he skated for hours without getting tired.
او ساعتها بدون خستگی اسکیت سواری کرد.
we skated in the park during the winter.
ما در طول زمستان در پارک اسکیت سواری کردیم.
she skated to the music, impressing the audience.
او با اسکیت سواری به آهنگ، مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.
he skated with confidence after practicing.
او بعد از تمرین با اعتماد به نفس اسکیت سواری کرد.
they skated on the frozen lake last weekend.
آنها آخر هفته گذشته روی دریاچه یخ زده اسکیت سواری کردند.
the children skated happily during recess.
کودکان در زمان استراحت با خوشحالی اسکیت سواری کردند.
she skated in the competition and won a medal.
او در مسابقه اسکیت سواری کرد و مدال برد.
he skated past the cheering crowd.
او از کنار جمعیت تشویق کننده اسکیت سواری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید