slicings

[ایالات متحده]/ˈslaɪsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈslaɪsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل برش چیزی به ورقه‌ها; محدودیت یا قید

عبارات و ترکیب‌ها

slicing bread

برش دادن نان

slicing cheese

برش دادن پنیر

slicing fruit

برش دادن میوه

slicing meat

برش دادن گوشت

slicing vegetables

برش دادن سبزیجات

slicing cake

برش دادن کیک

slicing paper

برش دادن کاغذ

slicing pizza

برش دادن پیتزا

slicing onions

برش دادن پیاز

slicing fish

برش دادن ماهی

جملات نمونه

slicing vegetables is essential for a good stir-fry.

برش دادن سبزیجات برای تهیه یک سرخ‌کردنی خوب ضروری است.

she enjoys slicing fruit for her morning smoothie.

او از برش دادن میوه برای اسموتی صبحگاهی خود لذت می برد.

slicing bread can be a relaxing activity.

برش دادن نان می تواند یک فعالیت آرامش بخش باشد.

he is slicing the cake into equal pieces.

او کیک را به قطعات مساوی برش می زند.

slicing cheese enhances the flavor of the dish.

برش دادن پنیر طعم غذا را افزایش می دهد.

slicing through the fabric was easier than expected.

برش دادن پارچه آسان تر از حد انتظار بود.

slicing the meat thinly makes it more tender.

برش دادن گوشت به صورت نازک آن را نرم تر می کند.

she is slicing the paper for her craft project.

او کاغذ را برای پروژه هنری خود برش می دهد.

slicing onions can make you cry.

برش دادن پیازها ممکن است باعث گریه شما شود.

he learned the technique of slicing fish for sushi.

او تکنیک برش ماهی برای سوشی را یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید