| جمع | slimeballs |
slimeball lawyer
وکیل کثیف
slimeball politician
سیاستمدار کثیف
slimeball friend
دوست کثیف
slimeball behavior
رفتار کثیف
slimeball tactics
تاکتیکهای کثیف
slimeball move
حرکت کثیف
slimeball character
شخصیت کثیف
slimeball scheme
طرح کثیف
slimeball deal
معامله کثیف
slimeball comment
اظهار نظر کثیف
he's such a slimeball, always trying to cheat people.
او یک آدم کثیفه، همیشه سعی می کنه از مردم کلاه بردارد.
don't trust him; he's a total slimeball.
بهش اعتماد نکن؛ اون یه آدم کثیفه تمام عیاره.
she called him a slimeball for how he treated her.
اونو به خاطر نحوه رفتار کردنش باهاش آدم کثیف صدا زد.
that slimeball tried to take advantage of my kindness.
اون آدم کثیف سعی کرد از مهربونی من سوء استفاده کنه.
everyone knows he's a slimeball, yet they still work with him.
همه می دونن که اون یه آدم کثیفه، با این حال هنوز هم باهاش کار می کنن.
she warned me about that slimeball before i met him.
اون قبل از اینکه باهاش آشنا بشم، درباره اون آدم کثیف به من هشدار داد.
the slimeball made a fortune by lying to investors.
اون آدم کثیف با دروغ گفتن به سرمایه گذاران، یک ثروت به دست آورد.
he acts like a slimeball when he thinks no one is watching.
وقتی فکر می کنه کسی نگاه نمی کنه، مثل یه آدم کثیف رفتار می کنه.
she couldn't believe she fell for that slimeball's tricks.
اون باور نمی کرد که فریب حقه های اون آدم کثیف رو خورده.
after his last scam, he's officially a slimeball in everyone's eyes.
بعد از آخرین کلاهبرداریش، رسماً از نظر همه یه آدم کثیفه.
slimeball lawyer
وکیل کثیف
slimeball politician
سیاستمدار کثیف
slimeball friend
دوست کثیف
slimeball behavior
رفتار کثیف
slimeball tactics
تاکتیکهای کثیف
slimeball move
حرکت کثیف
slimeball character
شخصیت کثیف
slimeball scheme
طرح کثیف
slimeball deal
معامله کثیف
slimeball comment
اظهار نظر کثیف
he's such a slimeball, always trying to cheat people.
او یک آدم کثیفه، همیشه سعی می کنه از مردم کلاه بردارد.
don't trust him; he's a total slimeball.
بهش اعتماد نکن؛ اون یه آدم کثیفه تمام عیاره.
she called him a slimeball for how he treated her.
اونو به خاطر نحوه رفتار کردنش باهاش آدم کثیف صدا زد.
that slimeball tried to take advantage of my kindness.
اون آدم کثیف سعی کرد از مهربونی من سوء استفاده کنه.
everyone knows he's a slimeball, yet they still work with him.
همه می دونن که اون یه آدم کثیفه، با این حال هنوز هم باهاش کار می کنن.
she warned me about that slimeball before i met him.
اون قبل از اینکه باهاش آشنا بشم، درباره اون آدم کثیف به من هشدار داد.
the slimeball made a fortune by lying to investors.
اون آدم کثیف با دروغ گفتن به سرمایه گذاران، یک ثروت به دست آورد.
he acts like a slimeball when he thinks no one is watching.
وقتی فکر می کنه کسی نگاه نمی کنه، مثل یه آدم کثیف رفتار می کنه.
she couldn't believe she fell for that slimeball's tricks.
اون باور نمی کرد که فریب حقه های اون آدم کثیف رو خورده.
after his last scam, he's officially a slimeball in everyone's eyes.
بعد از آخرین کلاهبرداریش، رسماً از نظر همه یه آدم کثیفه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید