sloshes around
به اطراف پاشیده میشود
sloshes back
به عقب پاشیده میشود
sloshes out
بیرون پاشیده میشود
sloshes in
داخل پاشیده میشود
sloshes over
روی آن پاشیده میشود
sloshes heavily
به شدت پاشیده میشود
sloshes wildly
به طور وحشیانه پاشیده میشود
sloshes gently
به آرامی پاشیده میشود
sloshes noisily
با صدای زیاد پاشیده میشود
the water sloshes around in the bucket as i walk.
آب در سطل میریزد و من راه میروم.
the waves sloshes against the shore during the storm.
امواج در طول طوفان به ساحل میریزند.
he sloshes through the puddles in his boots.
او در چکمههایش از میان گودالها عبور میکند.
the soup sloshes in the pot as i stir it.
همانطور که آن را هم میزنم، سوپ در قابلمه میریزد.
the drink sloshes out of the cup when i tilt it.
وقتی آن را کج میکنم، نوشیدنی از فنجان بیرون میریزد.
rainwater sloshes in the gutter after a heavy downpour.
پس از باران شدید، آب باران در ناودان میریزد.
she sloshes paint on the canvas with enthusiasm.
او با اشتیاق روی بوم رنگ میریزد.
the car sloshes through the flooded streets.
ماشین از میان خیابانهای پر آب عبور میکند.
as he jogs, the water bottle sloshes in his hand.
همانطور که میدود، بطری آب در دستش میریزد.
the toddler sloshes his drink all over the table.
کودک نوپا نوشیدنیاش را روی میز میریزد.
sloshes around
به اطراف پاشیده میشود
sloshes back
به عقب پاشیده میشود
sloshes out
بیرون پاشیده میشود
sloshes in
داخل پاشیده میشود
sloshes over
روی آن پاشیده میشود
sloshes heavily
به شدت پاشیده میشود
sloshes wildly
به طور وحشیانه پاشیده میشود
sloshes gently
به آرامی پاشیده میشود
sloshes noisily
با صدای زیاد پاشیده میشود
the water sloshes around in the bucket as i walk.
آب در سطل میریزد و من راه میروم.
the waves sloshes against the shore during the storm.
امواج در طول طوفان به ساحل میریزند.
he sloshes through the puddles in his boots.
او در چکمههایش از میان گودالها عبور میکند.
the soup sloshes in the pot as i stir it.
همانطور که آن را هم میزنم، سوپ در قابلمه میریزد.
the drink sloshes out of the cup when i tilt it.
وقتی آن را کج میکنم، نوشیدنی از فنجان بیرون میریزد.
rainwater sloshes in the gutter after a heavy downpour.
پس از باران شدید، آب باران در ناودان میریزد.
she sloshes paint on the canvas with enthusiasm.
او با اشتیاق روی بوم رنگ میریزد.
the car sloshes through the flooded streets.
ماشین از میان خیابانهای پر آب عبور میکند.
as he jogs, the water bottle sloshes in his hand.
همانطور که میدود، بطری آب در دستش میریزد.
the toddler sloshes his drink all over the table.
کودک نوپا نوشیدنیاش را روی میز میریزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید