slothfully

[ایالات متحده]/ˈslɒθfəlɪ/
[بریتانیا]/ˈsloʊθfəlɪ/

ترجمه

adv. به طور تنبل یا کسالت‌آور; به شیوه‌ای تنبل یا بی‌کار

عبارات و ترکیب‌ها

slothfully lounging

به آرامی دراز کشیدن

slothfully moving

حرکت کردن به آرامی

slothfully procrastinating

به تعویق انداختن کارها به آرامی

slothfully eating

آهسته خوردن

slothfully relaxing

به آرامی استراحت کردن

slothfully scrolling

اسکرول کردن به آرامی

slothfully drifting

به آرامی سرگردان شدن

slothfully resting

به آرامی استراحت کردن

slothfully wandering

به آرامی سرگردان شدن

slothfully sleeping

به آرامی خوابیدن

جملات نمونه

he slothfully completed his homework at the last minute.

او به کندی و با اکراه تکالیف خود را در دقیقه آخر انجام داد.

they slothfully lounged on the couch all weekend.

آنها آخر هفته به کندی و بی‌حوصلگی روی مبل دراز کشیدند.

she slothfully avoided her responsibilities at work.

او به کندی و با اکراه مسئولیت‌های خود را در محل کار اجتناب کرد.

the cat slothfully stretched out in the sun.

گربه به کندی و بی‌حوصلگی در آفتاب دراز کشید.

he slothfully put off his exercise routine.

او به کندی و با اکراه برنامه ورزشی خود را به تعویق انداخت.

they slothfully decided to skip the meeting.

آنها به کندی و بی‌حوصلگی تصمیم گرفتند که از جلسه غایب شوند.

she slothfully scrolled through her phone instead of studying.

او به کندی و بی‌حوصلگی به جای درس خواندن، صفحه گوشی خود را اسکرول کرد.

he slothfully neglected his health for too long.

او برای مدت طولانی به کندی و با اکراه از سلامتی خود غافل شد.

the dog slothfully rolled over to get more comfortable.

سگ به کندی و بی‌حوصلگی برای راحت‌تر شدن روی زمین چرخید.

she slothfully postponed her plans for the day.

او به کندی و بی‌حوصلگی برنامه‌های خود را برای آن روز به تعویق انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید