smearings

[ایالات متحده]/ˈsmɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsmɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علامت یا لکه؛ اثر کشیدگی
v. عمل کثیف کردن؛ آلوده کردن یا لکه‌دار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

smearing paint

مالیدن رنگ

smearing mud

مالیدن گل

smearing ink

مالیدن جوهر

smearing cream

مالیدن کرم

smearing butter

مالیدن کره

smearing gel

مالیدن ژل

smearing sauce

مالیدن سس

smearing lotion

مالیدن لوسیون

smearing chalk

مالیدن گچ

smearing glue

مالیدن چسب

جملات نمونه

the artist is smearing paint on the canvas.

هنرمند در حال مالیدن رنگ روی بوم نقاشی است.

she was smearing sunscreen on her face.

او در حال مالیدن کرم ضد آفتاب روی صورتش بود.

he got in trouble for smearing the company's reputation.

او به دلیل تخریب وجهه شرکت دچار مشکل شد.

smearing butter on the bread makes it taste better.

مالیدن کره روی نان باعث می‌شود طعم آن بهتر شود.

they accused him of smearing his opponent during the campaign.

آنها او را به دلیل تخریب حریفش در طول کمپین متهم کردند.

smearing the wall with mud was a bad idea.

مالیدن دیوار با گل یک ایده بد بود.

she is smearing her lips with lipstick.

او در حال مالیدن رژ لب روی لب‌هایش است.

the kids were smearing frosting on the cake.

بچه ها در حال مالیدن خمیر کیک روی کیک بودند.

he was smearing his hands with grease while fixing the car.

او در حال مالیدن دست‌هایش با چربی در حالی که ماشین را تعمیر می‌کرد بود.

they found evidence of smearing in the documents.

آنها شواهدی از تخریب در اسناد پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید