smearing paint
مالیدن رنگ
smearing mud
مالیدن گل
smearing ink
مالیدن جوهر
smearing cream
مالیدن کرم
smearing butter
مالیدن کره
smearing gel
مالیدن ژل
smearing sauce
مالیدن سس
smearing lotion
مالیدن لوسیون
smearing chalk
مالیدن گچ
smearing glue
مالیدن چسب
the artist is smearing paint on the canvas.
هنرمند در حال مالیدن رنگ روی بوم نقاشی است.
she was smearing sunscreen on her face.
او در حال مالیدن کرم ضد آفتاب روی صورتش بود.
he got in trouble for smearing the company's reputation.
او به دلیل تخریب وجهه شرکت دچار مشکل شد.
smearing butter on the bread makes it taste better.
مالیدن کره روی نان باعث میشود طعم آن بهتر شود.
they accused him of smearing his opponent during the campaign.
آنها او را به دلیل تخریب حریفش در طول کمپین متهم کردند.
smearing the wall with mud was a bad idea.
مالیدن دیوار با گل یک ایده بد بود.
she is smearing her lips with lipstick.
او در حال مالیدن رژ لب روی لبهایش است.
the kids were smearing frosting on the cake.
بچه ها در حال مالیدن خمیر کیک روی کیک بودند.
he was smearing his hands with grease while fixing the car.
او در حال مالیدن دستهایش با چربی در حالی که ماشین را تعمیر میکرد بود.
they found evidence of smearing in the documents.
آنها شواهدی از تخریب در اسناد پیدا کردند.
smearing paint
مالیدن رنگ
smearing mud
مالیدن گل
smearing ink
مالیدن جوهر
smearing cream
مالیدن کرم
smearing butter
مالیدن کره
smearing gel
مالیدن ژل
smearing sauce
مالیدن سس
smearing lotion
مالیدن لوسیون
smearing chalk
مالیدن گچ
smearing glue
مالیدن چسب
the artist is smearing paint on the canvas.
هنرمند در حال مالیدن رنگ روی بوم نقاشی است.
she was smearing sunscreen on her face.
او در حال مالیدن کرم ضد آفتاب روی صورتش بود.
he got in trouble for smearing the company's reputation.
او به دلیل تخریب وجهه شرکت دچار مشکل شد.
smearing butter on the bread makes it taste better.
مالیدن کره روی نان باعث میشود طعم آن بهتر شود.
they accused him of smearing his opponent during the campaign.
آنها او را به دلیل تخریب حریفش در طول کمپین متهم کردند.
smearing the wall with mud was a bad idea.
مالیدن دیوار با گل یک ایده بد بود.
she is smearing her lips with lipstick.
او در حال مالیدن رژ لب روی لبهایش است.
the kids were smearing frosting on the cake.
بچه ها در حال مالیدن خمیر کیک روی کیک بودند.
he was smearing his hands with grease while fixing the car.
او در حال مالیدن دستهایش با چربی در حالی که ماشین را تعمیر میکرد بود.
they found evidence of smearing in the documents.
آنها شواهدی از تخریب در اسناد پیدا کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید