smokier

[ایالات متحده]/ˈsməʊ.kɪə/
[بریتانیا]/ˈsmoʊ.kiːər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دودی‌تر; تولید کننده دود; دارای طعم دودی; شبیه دود

عبارات و ترکیب‌ها

smokier flavor

طعم دودی‌تر

smokier air

هوای دودی‌تر

smokier whiskey

ویسکی دودی‌تر

smokier barbecue

باربکیوی دودی‌تر

smokier taste

طعم دودی‌تر

smokier aroma

عطر دودی‌تر

smokier texture

بافت دودی‌تر

smokier meat

گوشت دودی‌تر

smokier cheese

پنیر دودی‌تر

smokier scent

بوی دودی‌تر

جملات نمونه

the air became smokier as the fire spread.

هوا با گسترش آتش دودناک‌تر شد.

she prefers her whiskey smokier than most.

او ویسکی دودناک‌تر از بیشتر افراد را ترجیح می‌دهد.

his voice sounded smokier after the long night.

صدای او بعد از شب طولانی دودناک‌تر به نظر می‌رسید.

the landscape looked smokier in the evening light.

منظره در نور غروب دودناک‌تر به نظر می‌رسید.

the barbecue made the backyard smokier than usual.

باربیکیو حیاط پشتی را بیشتر از حد معمول دودناک کرد.

her makeup looked smokier for the evening event.

آرایش او برای رویداد عصر دودناک‌تر به نظر می‌رسید.

he enjoys smokier flavors in his food.

او طعم‌های دودناک‌تر را در غذای خود دوست دارد.

the room felt smokier after the candles were lit.

بعد از روشن شدن شمع‌ها، اتاق دودناک‌تر احساس می‌شد.

as the sun set, the sky appeared smokier.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آسمان دودناک‌تر به نظر می‌رسید.

the drink was smokier than i expected.

نوشیدنی بیشتر از آن‌چه انتظار داشتم دودناک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید