smoulders quietly
به آرامی دود میکند
smoulders away
دور دود میکند
smoulders beneath
تحت خاکستر دود میکند
smoulders softly
به آرامی دود میکند
smoulders gently
به ملایمت دود میکند
smoulders in silence
در سکوت دود میکند
smoulders with rage
با خشم دود میکند
smoulders slowly
به آرامی دود میکند
smoulders forever
به طور دائم دود میکند
the fire smoulders in the fireplace, casting a warm glow.
آتش در شومینه کمسو میسوزد و نور گرمی ساطع میکند.
after the argument, tension smoulders between them.
پس از بحث، تنش بین آنها کمسو میماند.
the ruins smoulder quietly, a reminder of the past.
آثار ویرانی به آرامی کمسو میمانند، یادآور گذشته.
her anger smoulders beneath the surface, waiting to erupt.
خشم او در زیر سطح کمسو میماند و منتظر فوران است.
the campfire smoulders as the night falls.
با پایین آمدن شب، آتش کمپ کمسو میشود.
he watched the cigarette smoulder between his fingers.
او سیگاری را که بین انگشتانش کمسو میشد تماشا کرد.
the coal smoulders, releasing a faint smell of smoke.
زغال کمسو میشود و بوی دود ملایمی آزاد میکند.
old feelings smoulder, even after all this time.
احساسات قدیمی کمسو میمانند، حتی پس از گذشت این همه زمان.
the ashes smoulder, hinting at the fire that once was.
خاکستر کمسو میشود و به آتشی که زمانی وجود داشت اشاره میکند.
the unresolved issues smoulder in their relationship.
مشکلات حلنشده در رابطه آنها کمسو میمانند.
smoulders quietly
به آرامی دود میکند
smoulders away
دور دود میکند
smoulders beneath
تحت خاکستر دود میکند
smoulders softly
به آرامی دود میکند
smoulders gently
به ملایمت دود میکند
smoulders in silence
در سکوت دود میکند
smoulders with rage
با خشم دود میکند
smoulders slowly
به آرامی دود میکند
smoulders forever
به طور دائم دود میکند
the fire smoulders in the fireplace, casting a warm glow.
آتش در شومینه کمسو میسوزد و نور گرمی ساطع میکند.
after the argument, tension smoulders between them.
پس از بحث، تنش بین آنها کمسو میماند.
the ruins smoulder quietly, a reminder of the past.
آثار ویرانی به آرامی کمسو میمانند، یادآور گذشته.
her anger smoulders beneath the surface, waiting to erupt.
خشم او در زیر سطح کمسو میماند و منتظر فوران است.
the campfire smoulders as the night falls.
با پایین آمدن شب، آتش کمپ کمسو میشود.
he watched the cigarette smoulder between his fingers.
او سیگاری را که بین انگشتانش کمسو میشد تماشا کرد.
the coal smoulders, releasing a faint smell of smoke.
زغال کمسو میشود و بوی دود ملایمی آزاد میکند.
old feelings smoulder, even after all this time.
احساسات قدیمی کمسو میمانند، حتی پس از گذشت این همه زمان.
the ashes smoulder, hinting at the fire that once was.
خاکستر کمسو میشود و به آتشی که زمانی وجود داشت اشاره میکند.
the unresolved issues smoulder in their relationship.
مشکلات حلنشده در رابطه آنها کمسو میمانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید