smutted

[ایالات متحده]/ˈsmʌtɪd/
[بریتانیا]/ˈsmʌtɪd/

ترجمه

n. دوده؛ کتاب‌های مبتذل (داستان‌ها، مکالمات و غیره)؛ بیماری سیاه کثافت در غلات
v. زمان گذشته و قسمت گذشته کثافت

عبارات و ترکیب‌ها

smutted pages

صفحات آغشته

smutted image

تصویر آغشته

smutted surface

سطح آغشته

smutted cloth

پارچه آغشته

smutted paper

مقاله آغشته

smutted record

رکورد آغشته

smutted book

کتاب آغشته

smutted lens

لنز آغشته

smutted wall

دیوار آغشته

smutted fabric

پارچه آغشته

جملات نمونه

the shirt was smutted after the paint spill.

پیراهن پس از ریختن رنگ کثیف شده بود.

he tried to clean the smutted windows.

او سعی کرد پنجره‌های کثیف را تمیز کند.

the smutted pages of the book were hard to read.

صفحات کثیف کتاب خواندن را دشوار می‌کرد.

she noticed the smutted walls in the old house.

او متوجه دیوار‌های کثیف در خانه قدیمی شد.

the child smutted his hands while playing in the mud.

بچه در حالی که در گل بازی می‌کرد، دست‌هایش را کثیف کرد.

they found smutted shoes at the entrance.

آنها کفش‌های کثیف را در ورودی پیدا کردند.

the artist smutted the canvas intentionally for effect.

هنرمند به طور عمدی برای ایجاد جلوه، بوم را کثیف کرد.

after the storm, the garden was smutted with debris.

بعد از طوفان، باغ با آوار کثیف شده بود.

the smutted car needed a thorough wash.

ماشین کثیف نیاز به یک شستشوی کامل داشت.

he felt embarrassed by his smutted reputation.

او به دلیل شهرت کثیف خود شرمسنده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید