sneezes

[ایالات متحده]/[sniːzɪz]/
[بریتانیا]/[sniːzɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل عطسه کردن؛ یک خروج ناگهانی و غیرارادی هوا از بینی و دهان.
v. عطسه کردن؛ خروج ناگهانی و غیرارادی هوا از بینی و دهان.

عبارات و ترکیب‌ها

he sneezes.

او عطسه می‌کند.

sneezes loudly

با صدای بلند عطسه می‌کند.

someone sneezes

کسی عطسه می‌کند.

sneezed yesterday

دیروز عطسه کرد.

sneezes often

اغراقاً عطسه می‌کند.

جملات نمونه

he excused himself due to frequent sneezes.

او به دلیل عطسه های مکرر عذرخواهی کرد.

the pollen count triggered a series of sneezes.

تعداد گرده ها باعث بروز سری عطسه ها شد.

she tried to suppress her sneezes during the meeting.

او سعی کرد عطسه های خود را در طول جلسه سرکوب کند.

a sudden sneeze startled everyone in the room.

یک عطسه ناگهانی باعث حیرت همه در اتاق شد.

he's allergic to cats and often sneezes.

او به گربه ها آلرژی دارد و اغلب عطسه می کند.

the baby's sneezes were adorable and frequent.

عطسه های نوزاد دوست داشتنی و مکرر بودند.

she covered her mouth to muffle her sneezes.

او دهان خود را پوشاند تا عطسه هایش را خفه کند.

he let out a loud, unexpected sneeze.

او یک عطسه بلند و غیرمنتظره رها کرد.

the doctor asked about his history of sneezes.

پزشک در مورد سابقه عطسه های او سوال کرد.

a single sneeze can spread germs quickly.

یک عطسه می تواند به سرعت میکروب ها را پخش کند.

she felt a tickle in her nose and sneezes followed.

او احساس کرد که بینی اش می خاره و عطسه ها دنبال آن آمدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید