She is often criticized for her snobbery towards people from different social classes.
او اغلب به خاطر بزرگداشتن خود و تحقیر افراد از طبقات اجتماعی مختلف مورد انتقاد قرار میگیرد.
His snobbery towards certain brands of clothing is quite evident.
عقده او نسبت به مارکهای خاص لباس کاملاً آشکار است.
Don't let snobbery prevent you from trying new things and expanding your horizons.
نگذارید بزرگداشتن شما از امتحان کردن چیزهای جدید و گسترش افقهایتان جلوگیری کند.
Their snobbery led them to look down on anyone they deemed inferior.
بزرگداشتن آنها باعث شد که هر کسی را که پستتر میدانستند تحقیر کنند.
She tries to hide her snobbery by pretending to be interested in all kinds of people.
او سعی میکند بزرگداشتن خود را پنهان کند و وانمود میکند که به همه نوع آدم علاقهمند است.
His snobbery was evident in the way he talked about his expensive vacations.
عقده او در نحوه صحبت کردن درباره تعطیلات گرانقیمتش آشکار بود.
The snobbery in the art world can be quite off-putting to newcomers.
بزرگداشتن در دنیای هنر میتواند برای افراد تازه کار بسیار ناخوشایند باشد.
She was surprised by the snobbery she encountered at the exclusive club.
او از بزرگداشتنی که در آن کلوب انحصاری با آن روبرو شد، متعجب بود.
His snobbery extended to his choice of friends, only associating with those he deemed worthy.
عقده او به انتخاب دوستانش نیز گسترش یافت و فقط با کسانی که شایسته میدانست، معاشرت میکرد.
The snobbery displayed by the wealthy family was a major turn-off for many of their acquaintances.
بزرگداشتنی که خانواده ثروتمند نشان میدادند، برای بسیاری از آشنایان آنها بسیار ناخوشایند بود.
She is often criticized for her snobbery towards people from different social classes.
او اغلب به خاطر بزرگداشتن خود و تحقیر افراد از طبقات اجتماعی مختلف مورد انتقاد قرار میگیرد.
His snobbery towards certain brands of clothing is quite evident.
عقده او نسبت به مارکهای خاص لباس کاملاً آشکار است.
Don't let snobbery prevent you from trying new things and expanding your horizons.
نگذارید بزرگداشتن شما از امتحان کردن چیزهای جدید و گسترش افقهایتان جلوگیری کند.
Their snobbery led them to look down on anyone they deemed inferior.
بزرگداشتن آنها باعث شد که هر کسی را که پستتر میدانستند تحقیر کنند.
She tries to hide her snobbery by pretending to be interested in all kinds of people.
او سعی میکند بزرگداشتن خود را پنهان کند و وانمود میکند که به همه نوع آدم علاقهمند است.
His snobbery was evident in the way he talked about his expensive vacations.
عقده او در نحوه صحبت کردن درباره تعطیلات گرانقیمتش آشکار بود.
The snobbery in the art world can be quite off-putting to newcomers.
بزرگداشتن در دنیای هنر میتواند برای افراد تازه کار بسیار ناخوشایند باشد.
She was surprised by the snobbery she encountered at the exclusive club.
او از بزرگداشتنی که در آن کلوب انحصاری با آن روبرو شد، متعجب بود.
His snobbery extended to his choice of friends, only associating with those he deemed worthy.
عقده او به انتخاب دوستانش نیز گسترش یافت و فقط با کسانی که شایسته میدانست، معاشرت میکرد.
The snobbery displayed by the wealthy family was a major turn-off for many of their acquaintances.
بزرگداشتنی که خانواده ثروتمند نشان میدادند، برای بسیاری از آشنایان آنها بسیار ناخوشایند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید