play snooker
بازی اسنوکر
snooker table
میز اسنوکر
snooker cue
کی استیک اسنوکر
he spent a lifetime cocking a snook at the art world.
او یک عمر را با تمسخر دنیای هنر گذراند.
he needed a snooker to have a chance of winning the frame.
او به یک اسنکر نیاز داشت تا شانس برنده شدن فریم را داشته باشد.
She cocked a snook at her teachers by going to school with her hair dyed purple.
او با رفتن به مدرسه با موهای رنگ شده بنفش، به معلمانانش پوزخند زد.
You ever hook into a monster snook?
تا حالا قلاب انداختید به یک سنوک بزرگ و وحشی؟
منبع: Mature Town 2Ooh, he's probably a big old snook.
اوه، احتمالاً یک سنوک پیر و بزرگ است.
منبع: Mature Town 2After logging the events, I called my parents, and as I was talking to my snook, which is what I call my mom, I began to get a little worried.
بعد از ثبت وقایع، به والدینم زنگ زدم و در حالی که با سنوکم صحبت میکردم (که من مادرم را به آن میگویم)، کمی نگران شدم.
منبع: TED Talks (Audio Version) January 2021 CollectionThe energy of the crowd was growing and snook told me, " Don't worry, baby, when people feel that their voices aren't heard, they have to make it felt." Hm.
انرژی جمعیت در حال افزایش بود و سنوکم به من گفت: "نگران نباش، عزیزم، وقتی مردم احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود، باید آن را نشان دهند." هوم.
منبع: TED Talks (Audio Version) January 2021 Collectionplay snooker
بازی اسنوکر
snooker table
میز اسنوکر
snooker cue
کی استیک اسنوکر
he spent a lifetime cocking a snook at the art world.
او یک عمر را با تمسخر دنیای هنر گذراند.
he needed a snooker to have a chance of winning the frame.
او به یک اسنکر نیاز داشت تا شانس برنده شدن فریم را داشته باشد.
She cocked a snook at her teachers by going to school with her hair dyed purple.
او با رفتن به مدرسه با موهای رنگ شده بنفش، به معلمانانش پوزخند زد.
You ever hook into a monster snook?
تا حالا قلاب انداختید به یک سنوک بزرگ و وحشی؟
منبع: Mature Town 2Ooh, he's probably a big old snook.
اوه، احتمالاً یک سنوک پیر و بزرگ است.
منبع: Mature Town 2After logging the events, I called my parents, and as I was talking to my snook, which is what I call my mom, I began to get a little worried.
بعد از ثبت وقایع، به والدینم زنگ زدم و در حالی که با سنوکم صحبت میکردم (که من مادرم را به آن میگویم)، کمی نگران شدم.
منبع: TED Talks (Audio Version) January 2021 CollectionThe energy of the crowd was growing and snook told me, " Don't worry, baby, when people feel that their voices aren't heard, they have to make it felt." Hm.
انرژی جمعیت در حال افزایش بود و سنوکم به من گفت: "نگران نباش، عزیزم، وقتی مردم احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود، باید آن را نشان دهند." هوم.
منبع: TED Talks (Audio Version) January 2021 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید