snuggling up
در آغوش گرفتن
snuggling together
در کنار هم آغوش گرفتن
snuggling close
نزدیک به آغوش گرفتن
snuggling on
در حالی که آغوش گرفتن
snuggling down
خوابیدن در آغوش
snuggling tight
محکم آغوش گرفتن
snuggling with
آغوش گرفتن با
snuggling time
زمان آغوش گرفتن
snuggling session
جلسه آغوش گرفتن
snuggling moments
لحظات آغوش گرفتن
they spent the evening snuggling on the couch.
آنها شام را در حالی که روی مبل در آغوش یکدیگر بودند، گذراندند.
she loves snuggling with her cat on cold nights.
او عاشق در آغوش گرفتن گربهاش در شبهای سرد است.
after the movie, we enjoyed snuggling under a blanket.
بعد از فیلم، از در آغوش گرفتن زیر پتو لذت بردیم.
snuggling with a good book is her favorite pastime.
در آغوش گرفتن با یک کتاب خوب، سرگرمی مورد علاقه اوست.
he found comfort in snuggling with his partner.
او آرامش را در آغوش گرفتن با شریک زندگیاش یافت.
on rainy days, they enjoy snuggling by the fireplace.
در روزهای بارانی، از در آغوش گرفتن کنار شومینه لذت میبرند.
nothing beats snuggling with loved ones during winter.
هیچ چیز برابری نمیکند با در آغوش گرفتن عزیزان در طول زمستان.
the children are snuggling together for warmth.
کودکان برای گرم شدن در آغوش یکدیگر هستند.
she felt safe snuggling in his arms.
او در حالی که در آغوش او بود، احساس امنیت میکرد.
they love snuggling on lazy sunday mornings.
آنها عاشق در آغوش گرفتن در صبح یکشنبههای تنبل هستند.
snuggling up
در آغوش گرفتن
snuggling together
در کنار هم آغوش گرفتن
snuggling close
نزدیک به آغوش گرفتن
snuggling on
در حالی که آغوش گرفتن
snuggling down
خوابیدن در آغوش
snuggling tight
محکم آغوش گرفتن
snuggling with
آغوش گرفتن با
snuggling time
زمان آغوش گرفتن
snuggling session
جلسه آغوش گرفتن
snuggling moments
لحظات آغوش گرفتن
they spent the evening snuggling on the couch.
آنها شام را در حالی که روی مبل در آغوش یکدیگر بودند، گذراندند.
she loves snuggling with her cat on cold nights.
او عاشق در آغوش گرفتن گربهاش در شبهای سرد است.
after the movie, we enjoyed snuggling under a blanket.
بعد از فیلم، از در آغوش گرفتن زیر پتو لذت بردیم.
snuggling with a good book is her favorite pastime.
در آغوش گرفتن با یک کتاب خوب، سرگرمی مورد علاقه اوست.
he found comfort in snuggling with his partner.
او آرامش را در آغوش گرفتن با شریک زندگیاش یافت.
on rainy days, they enjoy snuggling by the fireplace.
در روزهای بارانی، از در آغوش گرفتن کنار شومینه لذت میبرند.
nothing beats snuggling with loved ones during winter.
هیچ چیز برابری نمیکند با در آغوش گرفتن عزیزان در طول زمستان.
the children are snuggling together for warmth.
کودکان برای گرم شدن در آغوش یکدیگر هستند.
she felt safe snuggling in his arms.
او در حالی که در آغوش او بود، احساس امنیت میکرد.
they love snuggling on lazy sunday mornings.
آنها عاشق در آغوش گرفتن در صبح یکشنبههای تنبل هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید