socialities

[ایالات متحده]/ˌsəʊʃiˈælɪti/
[بریتانیا]/ˌsoʊʃiˈælɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت اجتماعی بودن یا اجتماعی بودن؛ تعامل یا رفتار اجتماعی

عبارات و ترکیب‌ها

sociality theory

تئوری اجتماعی

sociality norms

هنجارهای اجتماعی

sociality behaviors

رفتارهای اجتماعی

sociality networks

شبکه‌های اجتماعی

sociality dynamics

پویایی‌های اجتماعی

sociality aspects

جنبه‌های اجتماعی

sociality interactions

تعاملات اجتماعی

sociality factors

عوامل اجتماعی

sociality influences

تاثیرات اجتماعی

sociality development

توسعه اجتماعی

جملات نمونه

sociality is a fundamental aspect of human behavior.

اجتماعی بودن جنبه‌ای اساسی از رفتار انسان است.

animals often exhibit sociality in their natural habitats.

حیوانات اغلب اجتماعی بودن را در زیستگاه‌های طبیعی خود نشان می‌دهند.

understanding sociality can improve community interactions.

درک اجتماعی بودن می‌تواند تعاملات اجتماعی را بهبود بخشد.

sociality plays a crucial role in the development of friendships.

اجتماعی بودن نقش مهمی در شکل‌گیری دوستی‌ها دارد.

research on sociality reveals patterns in group behavior.

تحقیقات در مورد اجتماعی بودن الگوهای رفتاری گروهی را نشان می‌دهد.

sociality influences how people form connections online.

اجتماعی بودن بر نحوه ارتباط افراد آنلاین تأثیر می‌گذارد.

many species rely on sociality for survival.

بسیاری از گونه‌ها برای بقا به اجتماعی بودن متکی هستند.

sociality can enhance learning through collaboration.

اجتماعی بودن می‌تواند از طریق همکاری، یادگیری را افزایش دهد.

increased sociality often leads to stronger communities.

افزایش اجتماعی بودن اغلب منجر به ایجاد جوامع قوی‌تر می‌شود.

the study of sociality has implications for psychology.

مطالعه اجتماعی بودن پیامدهایی برای روانشناسی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید