soggiest

[ایالات متحده]/ˈsɒɡi/
[بریتانیا]/ˈsɑːɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خیس شده با آب؛ مرطوب و سنگین؛ خیس و کسل کننده

جملات نمونه

a soggy bit of dialogue.

یک قطعه دیالوگ خیس و نرم

a soggy afternoon in August.

یک بعد از ظهر خیس در ماه آگوست.

The ground was soggy after the heavy rain.

زمین بعد از باران شدید خیس و نرم بود.

In a three state weather system (sunny, cloudy, rainy) it may be possible to observe four grades of seaweed dampness (dry, dryish, damp, soggy);

در یک سیستم آب و هوایی سه حالته (آفتابی، ابری، بارانی) ممکن است بتوان چهار درجه رطوبت جلبک دریایی (خشک، کمی خشک، مرطوب، خیس) را مشاهده کرد.

The bread became soggy after being left out in the rain.

نان بعد از قرار گرفتن در باران خیس و نرم شد.

I hate when my socks get soggy from walking in the rain.

من از زمانی که جوراب‌هایم در اثر راه رفتن در باران خیس و نرم می‌شوند متنفرم.

The wet weather made the ground soggy and muddy.

آب و هوای مرطوب باعث شد زمین خیس و نرم و گل آلود شود.

Her sandwich was soggy because she forgot to pack it properly.

ساندویچ او خیس و نرم بود زیرا او فراموش کرد آن را به درستی بسته‌بندی کند.

The cereal turned soggy in the milk.

غلات در شیر خیس و نرم شدند.

The wet leaves made the path soggy and slippery.

برگ‌های خیس باعث شدند مسیر خیس و نرم و لغزنده شود.

The raincoat kept her dry even in the soggiest weather.

بارانی‌اش او را حتی در خیس‌ترین شرایط خشک نگه داشت.

The old newspapers were soggy and falling apart.

روزنامه‌های قدیمی خیس و نرم بودند و از هم می‌پاشیدند.

The bottom of the boat was soggy from water leaking in.

پایین قایق به دلیل نشت آب خیس و نرم بود.

The picnic was ruined by the soggy sandwiches.

ساندویچ‌های خیس و نرم پیک‌نیک را خراب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید