soldiering

[ایالات متحده]/ˈsəʊldʒərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsoʊldʒərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدمت در ارتش؛ زندگی یا کار یک سرباز

عبارات و ترکیب‌ها

soldiering on

ادامه دادن با وجود سختی‌ها

soldiering through

تحمل کردن و عبور کردن از یک وضعیت دشوار

soldiering around

جست و جو کردن در اطراف

soldiering up

بالا رفتن با تلاش

soldiering forth

به جلو ادامه دادن

soldiering hard

سخت تلاش کردن

soldiering together

با هم ادامه دادن

soldiering away

دور رفتن با تلاش

soldiering lightly

به راحتی ادامه دادن

soldiering daily

روزانه ادامه دادن

جملات نمونه

soldiering through tough times builds resilience.

تحمل سختی‌ها و گذراندن زمان‌های دشوار، تاب‌آوری را تقویت می‌کند.

he is known for soldiering on despite the challenges.

او به خاطر ادامه دادن با وجود چالش‌ها شناخته شده است.

soldiering is not just a job; it's a commitment.

سربازی فقط یک شغل نیست؛ یک تعهد است.

she found strength in soldiering through her fears.

او قدرت را در پشت سر گذاشتن ترس‌هایش پیدا کرد.

soldiering can teach valuable life lessons.

سربازی می‌تواند درس‌های ارزشمندی در زندگی آموزش دهد.

he admired those who were soldiering for their beliefs.

او به کسانی که برای باورهایشان می‌جنگیدند، احترام می‌گذاشت.

soldiering on in the face of adversity is admirable.

ادامه دادن با وجود مشکلات قابل تحسین است.

they spent years soldiering through difficult missions.

آنها سال‌ها در ماموریت‌های دشوار مقاومت کردند.

soldiering requires discipline and dedication.

سربازی نیاز به نظم و تعهد دارد.

he was soldiering with pride and honor.

او با افتخار و شرافت می‌جنگید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید