soldiering on
ادامه دادن با وجود سختیها
soldiering through
تحمل کردن و عبور کردن از یک وضعیت دشوار
soldiering around
جست و جو کردن در اطراف
soldiering up
بالا رفتن با تلاش
soldiering forth
به جلو ادامه دادن
soldiering hard
سخت تلاش کردن
soldiering together
با هم ادامه دادن
soldiering away
دور رفتن با تلاش
soldiering lightly
به راحتی ادامه دادن
soldiering daily
روزانه ادامه دادن
soldiering through tough times builds resilience.
تحمل سختیها و گذراندن زمانهای دشوار، تابآوری را تقویت میکند.
he is known for soldiering on despite the challenges.
او به خاطر ادامه دادن با وجود چالشها شناخته شده است.
soldiering is not just a job; it's a commitment.
سربازی فقط یک شغل نیست؛ یک تعهد است.
she found strength in soldiering through her fears.
او قدرت را در پشت سر گذاشتن ترسهایش پیدا کرد.
soldiering can teach valuable life lessons.
سربازی میتواند درسهای ارزشمندی در زندگی آموزش دهد.
he admired those who were soldiering for their beliefs.
او به کسانی که برای باورهایشان میجنگیدند، احترام میگذاشت.
soldiering on in the face of adversity is admirable.
ادامه دادن با وجود مشکلات قابل تحسین است.
they spent years soldiering through difficult missions.
آنها سالها در ماموریتهای دشوار مقاومت کردند.
soldiering requires discipline and dedication.
سربازی نیاز به نظم و تعهد دارد.
he was soldiering with pride and honor.
او با افتخار و شرافت میجنگید.
soldiering on
ادامه دادن با وجود سختیها
soldiering through
تحمل کردن و عبور کردن از یک وضعیت دشوار
soldiering around
جست و جو کردن در اطراف
soldiering up
بالا رفتن با تلاش
soldiering forth
به جلو ادامه دادن
soldiering hard
سخت تلاش کردن
soldiering together
با هم ادامه دادن
soldiering away
دور رفتن با تلاش
soldiering lightly
به راحتی ادامه دادن
soldiering daily
روزانه ادامه دادن
soldiering through tough times builds resilience.
تحمل سختیها و گذراندن زمانهای دشوار، تابآوری را تقویت میکند.
he is known for soldiering on despite the challenges.
او به خاطر ادامه دادن با وجود چالشها شناخته شده است.
soldiering is not just a job; it's a commitment.
سربازی فقط یک شغل نیست؛ یک تعهد است.
she found strength in soldiering through her fears.
او قدرت را در پشت سر گذاشتن ترسهایش پیدا کرد.
soldiering can teach valuable life lessons.
سربازی میتواند درسهای ارزشمندی در زندگی آموزش دهد.
he admired those who were soldiering for their beliefs.
او به کسانی که برای باورهایشان میجنگیدند، احترام میگذاشت.
soldiering on in the face of adversity is admirable.
ادامه دادن با وجود مشکلات قابل تحسین است.
they spent years soldiering through difficult missions.
آنها سالها در ماموریتهای دشوار مقاومت کردند.
soldiering requires discipline and dedication.
سربازی نیاز به نظم و تعهد دارد.
he was soldiering with pride and honor.
او با افتخار و شرافت میجنگید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید