solicitousness

[ایالات متحده]/səˈlɪsɪtəsnəs/
[بریتانیا]/səˈlɪsɪtəsnəs/

ترجمه

n. کیفیت نشان دادن علاقه یا نگرانی؛ حالت بودن نگران یا اضطراب برای خوبی کسی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

showing solicitousness

نمایش نگرانی

جملات نمونه

she showed great solicitousness toward her elderly neighbor.

او نسبت به همسایه سالمندش احساس مهربانی زیادی نشان داد.

his solicitousness for the patient's comfort was evident.

ملاحظات او درباره راحتی بیمار آشکار بود.

the nurse's solicitousness made the child feel safe.

ملاحظات پرستار کودک را احساس امنیت داد.

i appreciate your solicitousness in checking on me.

از ملاحظات شما در پرسیدن از من قدردانی می کنم.

there was genuine solicitousness in her voice when she asked about his health.

وقتی او درباره سلامتی او پرسید، صدای او واقعیت ملاحظات داشت.

the mother's solicitousness toward her children was touching.

ملاحظات مادر نسبت به فرزندانش لطیف بود.

his solicitousness about my wellbeing was very touching.

ملاحظات او درباره سلامتی من بسیار لطیف بود.

we were moved by the doctor's solicitousness during the difficult procedure.

ما در طول فرآیند دشوار توسط ملاحظات پزشک احساس شدیم.

her solicitousness toward strangers revealed her kind nature.

ملاحظات او نسبت به غریبان طبیعت لطیف او را نشان داد.

the team captain's solicitousness for his teammates was admirable.

ملاحظات سرمربی نسبت به هم تیمی هایش قابل تحسین بود.

excessive solicitousness can sometimes be overwhelming.

ملاحظات بیش از حد گاهی اوقات می تواند فشار زیادی ایجاد کند.

he expressed his solicitousness through small acts of kindness.

او ملاحظات خود را از طریق اعمال کوچک خیره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید