solido

[ایالات متحده]/[ˈsɒlɪdəʊ]/
[بریتانیا]/[ˈsɑːlɪdoʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جامد (در فیزیک)؛ یک ماده با شکل و حجم ثابت. یک شیء جامد؛ چیزی که جامد است.
adj. موجود در حالت جامد؛ غیرمایع یا گازی. پایدار؛ قابل اعتماد؛ موثق.

جملات نمونه

the solido model showcased impressive detail and accuracy.

مدل سولیدو جزئیات و دقت بسیار خوبی را نمایش داد.

we need a solido representation of the building for the presentation.

ما نیاز به نمایش سولیدوی ساختمان برای ارائه داریم.

the solido object was heavier than initially expected.

objekt سولیدو از وزنی که ابتدا پیش بینی شده بود بیشتر بود.

creating a solido prototype is crucial for product development.

ایجاد یک نمونه سولیدو برای توسعه محصول ضروری است.

the solido version of the car is a collector's item.

نسخه سولیدو ماشین یک مورد جمع‌آوری است.

he meticulously crafted a solido landscape for the diorama.

او با دقت یک منظره سولیدو برای دیوراما ساخت.

the solido components were precisely manufactured.

قطعات سولیدو با دقت ساخته شدند.

we compared the solido design with the digital rendering.

ما طراحی سولیدو را با نمایش دیجیتالی مقایسه کردیم.

the solido replica accurately mirrored the original artifact.

کپی سولیدو به طور دقیق با اثر اصلی تطابق داشت.

the solido structure provided a tangible learning experience.

ساختار سولیدو تجربه یادگیری قابل لمسی فراهم کرد.

the solido form of the sculpture was striking.

فرم سولیدو اثر هنری بسیار تأثیرگذار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید