spadework

[ایالات متحده]/'speɪdwɜːk/
[بریتانیا]/'spedwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زیرساخت، تحقیق پایه، کار بنیادی پر زحمت
Word Forms

جملات نمونه

He has done all the spadework in his thesis;in only remains to get it into shape.

او تمام پیش‌کارها را در پایان‌نامه خود انجام داده است؛ تنها کاری که باقی مانده این است که آن را به شکل مناسب درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید