spatiality

[ایالات متحده]/ˌspeɪʃiˈælɪti/
[بریتانیا]/ˌspeɪʃiˈæləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت داشتن فضای فیزیکی؛ ماهیت فضایی بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spatiality awareness

آگاهی فضایی

spatiality analysis

تجزیه و تحلیل فضایی

spatiality design

طراحی فضایی

spatiality representation

بازنمایی فضایی

spatiality framework

چارچوب فضایی

spatiality concepts

مفاهیم فضایی

spatiality relationships

روابط فضایی

spatiality dimensions

ابعاد فضایی

spatiality context

زمینه فضایی

spatiality factors

عوامل فضایی

جملات نمونه

spatiality plays a crucial role in urban planning.

فضایی بودن نقش مهمی در برنامه ریزی شهری ایفا می کند.

the spatiality of the artwork enhances its emotional impact.

فضایی بودن اثر هنری، تأثیر عاطفی آن را افزایش می دهد.

understanding spatiality can improve navigation skills.

درک فضایی بودن می تواند مهارت های جهت یابی را بهبود بخشد.

spatiality in architecture influences how we experience buildings.

فضایی بودن در معماری بر نحوه تجربه ما از ساختمان ها تأثیر می گذارد.

the concept of spatiality is essential in geography.

مفهوم فضایی بودن در جغرافیا ضروری است.

spatiality affects how we perceive our environment.

فضایی بودن بر نحوه درک ما از محیط زیست تأثیر می گذارد.

in literature, spatiality can shape narrative structure.

در ادبیات، فضایی بودن می تواند ساختار روایت را شکل دهد.

artists often explore spatiality in their installations.

هنرمندان اغلب فضایی بودن را در نصب هنری خود بررسی می کنند.

spatiality is an important factor in design.

فضایی بودن یک عامل مهم در طراحی است.

we must consider spatiality when organizing events.

ما باید فضایی بودن را هنگام سازماندهی رویدادها در نظر بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید