spattered

[ایالات متحده]/ˈspætəd/
[بریتانیا]/ˈspætərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته spatter

عبارات و ترکیب‌ها

spattered paint

رنگ پاشیده

spattered blood

خون پاشیده

spattered mud

گل پاشیده

spattered water

آب پاشیده

spattered ink

جوهر پاشیده

spattered oil

روغن پاشیده

spattered grease

چربی پاشیده

spattered cream

خامه پاشیده

spattered sauce

سس پاشیده

spattered food

غذا پاشیده

جملات نمونه

the paint spattered across the canvas in vibrant colors.

رنگ‌های زنده روی بوم پخش شده بودند.

rain spattered on the window, creating a soothing sound.

باران روی شیشه می‌چکید و صدایی آرام‌بخش ایجاد می‌کرد.

the chef accidentally spattered sauce on his shirt while cooking.

سرآشپز در حین آشپزی به طور تصادفی سس روی پیراهنش پاشید.

blood spattered on the ground after the accident.

پس از حادثه، خون روی زمین پخش شد.

children spattered mud everywhere while playing in the rain.

کودکان در حالی که در باران بازی می‌کردند، گل و لای همه جا پخش کردند.

the artist spattered paint to create a dynamic effect.

هنرمند برای ایجاد جلوه‌ای پویا رنگ پاشید.

water spattered from the fountain, refreshing the onlookers.

آب از فواره به بیرون پاشیده شد و تماشاگران را خنک کرد.

she spattered her coffee when she accidentally bumped the table.

وقتی به طور تصادفی به میز برخورد کرد، قهوه‌اش را پاشید.

the artist's workshop was spattered with colors from various projects.

کارگاه هنرمند با رنگ‌هایی از پروژه‌های مختلف پوشیده شده بود.

as the car drove through the puddle, water spattered onto the sidewalk.

همانطور که ماشین از روی برکه عبور می‌کرد، آب روی پیاده‌رو پاشیده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید