spatting

[ایالات متحده]/ˈspætɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspætɪŋ/

ترجمه

n. عیوب پاشش ناشی از قطرات آب یا روغن در تفنگ پاشش در حین رنگ‌آمیزی

عبارات و ترکیب‌ها

spatting incident

حادثه مشاجره

spatting match

مسابقه مشاجره

spatting couple

زوج مشاجره

spatting session

جلسه مشاجره

spatting issue

مشکل مشاجره

spatting argument

بحث مشاجره

spatting friends

دوستان مشاجره

spatting discussion

بحث و گفتگوهای مشاجره

spatting rivalry

رقابت مشاجره

spatting debate

مناظره مشاجره

جملات نمونه

they were spatting over trivial matters.

آنها بر سر مسائل جزئی با هم مشاجره می‌کردند.

the children started spatting during the game.

کودکان در حین بازی شروع به مشاجره کردند.

spatting can often lead to bigger conflicts.

مشاجره اغلب می‌تواند منجر به درگیری‌های بزرگتر شود.

she tried to avoid spatting with her colleagues.

او سعی کرد از مشاجره با همکارانش اجتناب کند.

the couple was spatting over the vacation plans.

زوج بر سر برنامه‌های تعطیلات با هم مشاجره می‌کردند.

spatting is common among siblings.

مشاجره بین خواهر و برادرها رایج است.

he realized that spatting was pointless.

او متوجه شد که مشاجره بی‌فایده است.

they ended up spatting instead of resolving the issue.

آنها به جای حل مشکل، مشاجره کردند.

spatting over money caused tension in their relationship.

مشاجره بر سر پول باعث ایجاد تنش در رابطه آنها شد.

the team members were spatting during the meeting.

اعضای تیم در حین جلسه با هم مشاجره می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید