dusty cobweb
تار عنکوبتی
old cobweb
تار عنکوب قدیمی
cobwebs on the brain.
تار عنکبوت روی مغز.
white cobwebs of frost.
تار عنکبوت سفید از یخبندان.
caught in a cobweb of espionage and intrigue.
گرفتار در تار عنکوب جاسوسی و فریب.
clear away the cobwebs from the mind
تار عنکبوتها را از ذهن دور کنید.
a beam draped with cobwebs;
یک تیر که با تار عنکوب پوشیده شده است.
After sitting around for hours, we went out and had a long walk along the beach to blow the cobwebs away.
بعد از نشستن در یک مکان به مدت چند ساعت، بیرون رفتیم و پیادهروی طولانی در امتداد ساحل داشتیم تا تار عنکوبها را دور کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید