| جمع | spiks |
spik up
بالا بیا
spik out
بیرون برو
spik back
عقب برو
spik down
پایین بیا
spik in
داخل برو
spik off
خاموش کن
spik through
از طریق
spik on
روشن کن
spik around
اطراف
spik at
به سمت
he decided to spike the punch at the party.
او تصمیم گرفت پانچ را در مهمانی تقویت کند.
the athlete's performance was spiked by the new training regimen.
عملکرد ورزشکار توسط رژیم جدید تمرینی تقویت شد.
she used a spiked collar for her dog.
او از یک قلاده تزئین شده برای سگش استفاده کرد.
they tried to spike the ball over the net.
آنها سعی کردند توپ را از روی شبکه تقویت کنند.
the company aims to spike interest in their new product.
شرکت قصد دارد علاقه به محصول جدید خود را تقویت کند.
he spiked the discussion with his controversial opinion.
او بحث را با نظر جنجالی خود تقویت کرد.
she added a spiked drink to her cocktail menu.
او یک نوشیدنی تقویت شده به منوی کوکتل خود اضافه کرد.
the team managed to spike their sales this quarter.
تیم توانست فروش خود را در این فصل تقویت کند.
he was known to spike the competition with clever tactics.
او به خاطر استفاده از تاکتیک های زیرکانه برای تقویت رقابت شناخته شده بود.
she spiked the punch bowl with extra flavor.
او پانچ با طعم بیشتر را تقویت کرد.
spik up
بالا بیا
spik out
بیرون برو
spik back
عقب برو
spik down
پایین بیا
spik in
داخل برو
spik off
خاموش کن
spik through
از طریق
spik on
روشن کن
spik around
اطراف
spik at
به سمت
he decided to spike the punch at the party.
او تصمیم گرفت پانچ را در مهمانی تقویت کند.
the athlete's performance was spiked by the new training regimen.
عملکرد ورزشکار توسط رژیم جدید تمرینی تقویت شد.
she used a spiked collar for her dog.
او از یک قلاده تزئین شده برای سگش استفاده کرد.
they tried to spike the ball over the net.
آنها سعی کردند توپ را از روی شبکه تقویت کنند.
the company aims to spike interest in their new product.
شرکت قصد دارد علاقه به محصول جدید خود را تقویت کند.
he spiked the discussion with his controversial opinion.
او بحث را با نظر جنجالی خود تقویت کرد.
she added a spiked drink to her cocktail menu.
او یک نوشیدنی تقویت شده به منوی کوکتل خود اضافه کرد.
the team managed to spike their sales this quarter.
تیم توانست فروش خود را در این فصل تقویت کند.
he was known to spike the competition with clever tactics.
او به خاطر استفاده از تاکتیک های زیرکانه برای تقویت رقابت شناخته شده بود.
she spiked the punch bowl with extra flavor.
او پانچ با طعم بیشتر را تقویت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید