spiny

[ایالات متحده]/ˈspaɪni/
[بریتانیا]/ˈspaɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از نقاط تیز یا خارها؛ پر از تیغ‌ها
n. چیزی که پر از تیغ‌ها است

عبارات و ترکیب‌ها

spiny plant

گیاه پوشیده از خار

spiny creature

حیوان تیغ‌دار

spiny texture

بافت تیغ‌دار

جملات نمونه

only extant member of the order Rhynchocephalia of large spiny lizard-like diapsid reptiles of coastal islands off New Zealand.

تنها عضو موجود از راسته Rhynchocephalia از خزندگان بزرگ، خاردار، دی‌آپسید مانند جزایر ساحلی در نزدیکی نیوزیلند.

1.Any of various marine gastropods of the genus Murex common in tropical seas and having rough, spiny shells, especially M. trunculus, the source of Tyrian purple.

هر یک از انواع مختلف حلزون‌های دریایی از جنس مورکس که در دریاهای گرمسیری رایج هستند و دارای پوسته‌های خشن و خاردار، به ویژه M. ترونکولوس، منبع رنگ بنفش تایر.

23. eryngo:any of several pls of the genus Eryngium having spiny leaves and dense clusters of small bluish flowers.

23. ارینگو: هر یک از چندین گونه از جنس ارینگیوم که دارای برگ‌های خاردار و خوشه‌های متراکم گل‌های کوچک آبی‌مانند است.

argus; americanus; interruptus; Western rock; Caribbean spiny lobsters; giant Tasmanian freshwater; stomatogastric ganglion; stomatogastric nervous system; ventral nerve cord

آرگوس؛ آمریکانوس؛ اینترراپتوس؛ صخره غربی؛ لابرهای خاردار کارائیب؛ آب شیرین غول پیکر تاسمانیا؛ گانگلیون استوماتوگاستریک؛ سیستم عصبی استوماتوگاستریک؛ نخاع پشتی پشتی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید