pointy

[ایالات متحده]/'pɒɪntɪ/
[بریتانیا]/'pɔɪnti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای نوک تیز.

جملات نمونه

The cat's ears are very pointy.

گوش‌های گربه بسیار نوک‌تیز هستند.

He used a pointy stick to poke the fire.

او از یک چوب نوک‌تیز برای آتش زدن استفاده کرد.

The witch had a pointy hat on her head.

جادوگر کلاه نوک‌تیزی بر سر داشت.

The mountain peak was very pointy.

نوک کوه بسیار نوک‌تیز بود.

The arrow had a sharp pointy tip.

تیر یک سر نوک‌تیز تیز داشت.

The wizard's beard ended in a pointy tip.

روباه جادوگر در نوکی تیز به پایان رسید.

She drew a pointy triangle on the paper.

او یک مثلث نوک‌تیز روی کاغذ کشید.

The elf's shoes had pointy tips.

کفش‌های الف نوک‌های نوک‌تیزی داشتند.

The vampire's teeth were long and pointy.

دندان‌های خون‌آشام بلند و نوک‌تیز بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید