spiriting

[ایالات متحده]/ˈspɪrɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈspɪrɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.روح؛ حالت؛ وضعیت عاطفی؛ روحیه؛ نوشیدنی الکلی قوی
v.تشویق کردن؛ بالا بردن؛ ربودن

عبارات و ترکیب‌ها

spiriting away

بیرون بردن

spiriting up

بالا بردن

spiriting forth

بیرون آوردن

spiriting off

دور رفتن

spiriting back

بازگشتن

spiriting home

رسیدن به خانه

spiriting along

همراه رفتن

spiriting together

همراه هم

spiriting forward

به جلو بردن

جملات نمونه

spiriting away the doubts can lead to a more positive mindset.

دور کردن تردیدها می‌تواند منجر به نگرش مثبت‌تری شود.

she found spiriting moments in nature to be refreshing.

او لحظات شگفت‌انگیز در طبیعت را تجدید حیات‌بخش یافت.

spiriting the children to explore their creativity is essential.

تشویق کودکان برای کشف خلاقیت خود ضروری است.

he believes in spiriting others to achieve their dreams.

او معتقد است که تشویق دیگران برای رسیدن به اهدافشان مهم است.

the coach is excellent at spiriting the team before a game.

مربی در تشویق تیم قبل از مسابقه عالی است.

spiriting oneself with positive affirmations can change your day.

با تأیید مثبت خود را تقویت کنید تا روز شما تغییر کند.

they focused on spiriting the audience during the performance.

آنها بر روی ایجاد انگیزه در مخاطبان در طول اجرا تمرکز کردند.

spiriting through challenges can build resilience.

غلبه بر چالش‌ها می‌تواند تاب‌آوری را افزایش دهد.

she has a knack for spiriting her friends when they're down.

او در زمانی که دوستانش ناراحت هستند، آن‌ها را تشویق می‌کند.

spiriting innovation in the workplace can lead to success.

تشویق نوآوری در محیط کار می‌تواند منجر به موفقیت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید